X
تبلیغات
تربیت بدنی - یادگیری حرکتی

تربیت بدنی

دانلود کتاب های تربیت بدنی

  motor learning یادگیری حرکتی:

توانایی یادگیری برای موجود زنده امری حیاتی است،زیرایادگیری،موجود زنده را توانا می سازد تا خود راباجنبه های مشخصی از محیط سازگار کندواز تجربه ها سود ببرد.این یادگیری برای انسان در مقایسه با سایر موجودات زنده حیاتی تر است.یادگیری تقریبا به صورت مداوم انجام می شود.اگر دنبال یاد گیری نباشیم همان موجود نسبتا ساده ای خواهیم بود. نتیجه آشکار تمرین هر فرد،بهبود سطح عملکردآن است که به طرق مختلف قابل اندازه گیری است،مانند درصد بیشتر درپرتاب آزادبسکتبال یانمره بهتر در یک مجموعه حرکت روتین بارفیکس در ژیمناستیک.اما یادگیری چیزی بیشتر از بهبود سطح عملکرد است. روانشناسان دریافته اندکه یادگیری به عنوان قابلیت اجرای ماهرانه که درطول تمرین تکامل می یابد،مفید است،به این صورت که بهبود توانایی به بهبود عملکرد منجر می شود.بنابر این بهبود عملکرد به خودی خود ،یادگیری نیست،بلکه نشان دهنده وقوع یادگیری است

تعریف یادگیری حرکتی:

مجموعه ای از فرایندهای همراه با تمرین یا تجربه است که به تغییرات نسبتا پایدار درقابلیت اجرای ماهرانه منجر می شود. ازتعریف فوق باید اینگونه استنباط کنیم که فرد،توانایی یااستعدادخود را برای اجرای مهارت افزایش می دهد.

طبقه بندی مهارت های حرکتی:

واژه های کلیدی

مهارت                                                       مهارت حرکتی

مهارت های حرکتی باز                                  مهارت های حرکتی بسته

مهارت های حرکتی مجرد                                مهارت های حرکتی زنجیره ای                  مهارت های حرکتی مداوم

قابلیت برجسته وممتاز انسان دراجرای مهارتها،مشخصه ای مهم ازهستی اوست. اجرای ماهرانه برای انسان امری ذاتی است.بنابراین بدون داشتن ظرفیت وتوانایی لازم برای اجراهای ماهرانه چگونه می توان نوشت وچگونه می توان خواند؟

مهارتهای انسان اشکال متنوعی دارند،برخی تاکید بر کنترل وهماهنگی گروهای عضلانی بزرگ بدن درفعالیتهای نسبتا شدید مانند فوتبال یا حرکات زمینی ژیمنا ستیک دارند وبعضی دیگر که به گروهای عضلانی کوچکتر مربوط می شوند با دقت وظرافت زیاد مثل ماشین نویسی یا تعمیر ساعت به کار گرفته می شوند. مربیانی که فرایند های موثر یادگیری را بهتر متوجه می شوند،بدون شک درامرآموزش مهارتها بر ورزشکاران خودامتیاز وبرتری دارند

تعریف مهارت:

مهارت قابلیتی است که با اطمینان معین وصرف حداقل انرژی یا زمان کاری به نتیجه برسد.

دراین تعریف به چندین نکته باید توجه داشت:

نکته اول: کار باید به هدف مورد نظر برسدمانند کامل کردن یک پاس دربازی فوتبال یا اجرای بالانس درژیمناستیک.

نکته دوم: ماهر بودن به این معنی که اجراکننده باید با اطمینان بیشینه ای به هدف مورد نظر برسد.

برای ماهر بودن باید بتوانید با اطمینان نسبی مهارت رانشان دهید بدون اینکه شانس درآن نقشی عمده واصلی داشته باشته باشد.(مانند تیر اندازی با کمان).

نکته سوم: به طور اخص یکی از شاخصهای عمده بسیاری از مهارتهای حرکتی اجرای آن با صرف حداقل انرژی است (ماننددونده دوی ماراتن).درضمن برای برخی ازمهارتهااین امرهدف اصلی نیست،مانند پرتاب وزنه.

نکته چهارم : ویژگی بسیاری از مهارتهای حرکتی آن است که اجرا کننده این عمل را د رحداقل زمان انجام دهد.مانند شنا

برای اینکه مهارتها به هدفهای تعیین شده خود برسند،موارد زیر ضروری است

- بیشینه اطمینان نسبت به اجرای مهارت.                - به کار بردن حداقل انرژی فیزیکی وروانی برای اجرا

- اجرای مهارت د رحداقل زمان.

اجزای متعدد مهارتها:

بسیاری از مهارتها بطور قابل ملاحظه ای بر عامل حسی - حرکتی وادراکی تاکیددارند.مانند(وقتی که بازیکن تنیس ،حریف خود را موقع زدن ضربه زیر نظر داردومی خواهد حدس بزند که آیا حریف توپ را به سمت چپ یا راست زمین خواهد فرستاد،یا بازیکن بیسبال می خواهد تشخیص دهد توپ پرتاب شده   به سوی او در مسیر مستقیم یا منحنی پرتاب شده است. تمام این موارد در یک لحظه درک شده،سپس به تصمیم گیری می رسدو درآخراجرامی شودواز این طریق بازیکن می فهمد که چه باید بکند،چگونه وچه موقع واکنش نشان دهد.این تصمیمهاعوامل اصلی موفقیت بازیکن دراجراست.

عوامل سه گانه زیر برای اکثر مهارتها بسیارمهم است

- ادراک ویژگیهای نسبی محیطی.                               - تصمیم گیری درباره نوع اجرا،محل وموقع اجرای آن.

- فعالیت عضلانی سازماندار به منظور اجرای حرکات.

فرایند های اصلی وزیر بنایی حرکات

1- فرایندهای حسی یا ادراکی                               2- فرایند های تصمیم گیری

3- فرایندهای کنترل یا ایجاد حرکت.                      4- فرایندهای یادگیری.

تمام این فرایندهای مختلف در کلیه مهارتهای حرکتی دخالت دارند،لذانبایدتصورکنیم که کلیه مهارتهایکسانند.

طبقه بندی مهارتها:

- مهارتهای باز                               - مهارتهای بسته                             

- مهارتهای مجرد                           - مهارتهای زنجیره ای                                - مهارتهای مداوم

مهارت باز:

یک روش برای طبقه بندی مهارتها این است که میزان ودامنه پایداری وثبات وضعیت محیطی را بتوانیم پیش بینی کنیم. مهارت باز،حرکتی است که درموقع اجرای آن محیط وشرایط محیطی،متغیروغیرقابل پیش بینی است. اجراکننده باید برای اجرای موفقیت آمیز چنین مهارتی،متناسب با حرکت شیءیاتغییر ویژگیهای محیط عمل نماید،مثال:مهارتهایی مثل رانندگی با اتومبیل،پیاده روی،ضربه زدن به یک توپ تنیس متحرک وگرفتن توپ،همگی جزءمهارتهای حرکتی باز به شمار می روند

مهارت بسته:

مهارت بسته حرکتی است که درموقع اجرای آن محیط وشرایط محیطی ثابت وقابل پیش بینی است. مانند اجرای یک برنامه ژیمناستیک وشنا کردن د ریک خط آزاددراستخر،پیاده روی یاتیراندازی باکمان به هدفی ثابت. درهریک ازاین مهارتها،اجرا کننده می تواند زمانی که آماده انجام عمل است آن را آغاز ومهارت را مطابق میل خود اجرا کند. در مهارتهای بسته اجراکننده از قبل وبدون اینکه تحت فشار زمان باشد می تواند تقاضاهای محیطی وحرکتی راازپیش ارزیابی نموده،پاسخهای حرکتی خود را ازقبل سازمان بدهدوبدون نیاز به تغییر دادن،آنهاراپیاده کند.

مهارت بسته

 

مهارت باز

 

محیط قابل پیش بینی

ژیمنا ستیک

تیر اندازی با کمان

 

محیط غیر قابل پیش بینی

بازی فوتبال

کشتی گرفتن

طرح دومی که برای طبقه بندی مهارتها مورد توجه واقع می شودآن است که تا چه میزان واندازه یک حرکت جریان دارد یا اینکه کوتاه ومجرد عمل می شود. این نوع مهارتهاعبارتند از :مهارت مجرد، مهارت مداوم ومهارت زنجیره ای.

مهارت مجرد:

مهارت مجرد بطور روشن نقطه شروع آن مشخص است ودر زمانی بسیار کوتاه اجرا می شود.مانند شوت کردن یک توپ یا آتش کردن تفنگ. مهارتهای مجرد د رورزشهای مختلف بسیار مهم هستند بطوری که اکثر مهارتها مانند ضربه زدن،پاس دادن وپرتاب کردن در یک لحظه وبه طورمجرد انجام داده می شود.

مهارت مداوم:

مهارت مداوم  مهارتی است که آغاز وپایان مشخصی ندارد ورفتار اجرا کننده مدت زیادی جریان دارد،مانند شنا کردن ،دویدن یا دوچرخه سواری کردن . بنابر این در یک طرف پیوستار مهارت مجرد قرار داردو در طرف دیگر مهارت مداوم اما دربین این دو پیوستار یک مهارت وجود داردبنام مهارت مهارت زنجیره ای.

 مهارت زنجیره ای:

شامل گروهی ازمهارتهای مجردند که زنجیروار به هم متصل شده،وپشت سرهم اجرامی شوند تاعمل پیچیده ومشکلتری را به وجود آورند.  مهارتهای زنجیره ای باید درجای خودعمل شوند تا نتیجه کار موفقیت آمیز باشد.مثل تعویض دنده در هنگام رانندگی .یاحرکات زمینی در ژیمنا ستیک ویاعبور از بین موانع د راسکی. تفاوت مهارتهای زنجیره ای با مهارتهای بازدراین است که مهارتهای زنجیره ای درزمان نسبتا بلندتری اجراوبه یگدیگر متصل می شوند.بااین وجود دارای نقطه شروع وپایان قابل تشخیصی است.

مهارتهای مجرد

مهارتهای زنجیره ای

مهارتهای مداوم

شروع وپایان مشخص

حرکات مجرد ومتصل به هم

شروع وپایان نامشخص

 

پرتاب دارت(تیر)به هدف

چکش زدن روی میخ

هدایت وراندن اتومبیل

 

گرفتن توپ در هوا

کار کردن د رخط تولید

شنا کردن

 

تیراندازی با تفنگ

برنامه ژیمنا ستیک

 

 

مهارت حرکتی:

دریک مهارت حرکتی،تعیین کننده اصلی موفقیت کیفیت اجرای خود مهارت است دراینجا ادراک و تصمیم گیری درباره نوع حرکت تقریبا دخالت ندارد،برای مثال پرش کننده ارتفاع بخوبی میداند که دقیقا چه حرکتی را باید اجرا کند(پرش وعبور ازروی مانع)لیکن مهم این است که حرکات باید طوری انجام شودکه موثر واقع شودتا پرش کننده به حداکثر ارتفاع برسد.

مهارت شناختی:

درمهارت شناختی تصمیم گیری د رخصوص انتخاب ونوع حرکت بسیار مهم است.مثال:در بازی  شطرنج مهم نیست که تغییر محل مهره ها با سرعت ویا به نرمی انجام شود،مهم آن است که بازیکن بداند چه مهره ای را د رکجا ود رچه موقع حرکت دهد تا حداکثر نتیجه را درمقابل حریف به دست آورد. بطور اختصار مهارت شناختی عمدتا به انتخاب نوع حرکت وابسته است،درصورتی که مهارت حرکتی به کیفیت وچگونگی اجرای مهارت اهمیت بیشتری می دهد.

مهارتهای حرکتی

مهارتهای شناختی

حداقل تصمیم گیری

حداقل کنترل حرکتی

حداکثر کنترل حرکتی

حداکثر تصمیم گیری

پرش ارتفاع  و  وزنه برداری

مربیگری  و  بازی شطرنج

پردازش اطلاعات وتصمیم گیری:

یکی ازمهمترین عوامل اجرای ماهرانه،تصمیم گیری است.تصمیم گیری درباره اینکه چه کاری را باید انجام دهیم وچه چیزی را نباید انجام دهیم واین تصمیم گیری هادرشرایط ویژه بایستی به سرعت وبا ضریب اطمینان بسیارخوب انجام شود.

رویکرد پردازش اطلاعات دراجرای مهارتهای انسان:                                                                                                                       درونداد             انسان              برونداد

مراحل پردازش اطلاعات:

- شناسایی محرک.                     - گزینش پاسخ.                    - برنامه ریزی پاسخ.

در مراحل مختلف پردازش اطلاعات دردستگاه حرکتی چه اعمالی صورت می گیرد؟

1- مرحله شناسایی محرک: در مرحله اول،وظیفه دستگاه حرکتی تشخیص آن است که آیا محرکی ارائه شده یا نه واگر ارائه شده آن راشناسایی کند. شناسایی محرک اصولا یک مرحله حسی است که در آن اطلاعات دریافت شده ازمحیط به وسیله

منابع مختلفی مانند بینایی،شنوایی،لامسه،بویایی تجزیه وتحلیل می شود.

2-مرحله گزینش: فعالیت این مرحله وقتی شروع می شود که اطلاعات لازم درباره ماهیت محرک محیطی از مرحله قبلی فراهم شده باشد. در مرحله گزینش باتوجه به شرایط محیطی،وظیفه تصمیم گیری درباره نوع حرکت است.دراین مرحله از بین حرکات صورت گرفته یک حرکت انتخاب می شود،مانند پاس دادن یا شوت کردن به طرف حلقه.

3-مرحله برنامه ریزی پاسخ: این مرحله بلافاصله بعد از تصمیم گیری درباره نوع حرکت آغازمی شود.این مرحله وظیفه دارد که دستگاه حرکتی را برای حرکت مورد نیاز سازماندهی کند.بنابراین پیش ازانجام حرکت،دستگاه حرکتی باید سطوح پایین تر عصبی درساقه مغزونخاع شوکی راآماده کند.

زمان واکنش وتصمیم گیری:

زمان واکنش نشان دهنده بسیار مهم سرعت تصمیم گیری وکارایی آن است.زمان واکنش به فاصله زمانی بین ارائه غیر منتظره محرک تا شروع پاسخ گفته می شود.مثال:مسابقه دوی سرعت.

زمان واکنش چه زمانی آغاز می شودوچه زمانی به اتمام می رسد؟ زمان واکنش وقتی آغار می شود که محرک ارائه شده است وهنگامی به پایان می رسدکه پاسخ شروع شده باشد. بنابراین زمان واکنش مجموع سه مرحله پردازش اطلاعات است.هرعاملی کهیکی ازمراحل پردازش اطلاعات را طولانی کند باعث افزایش زمان واکنش میشود.

عوامل اثر گذار بر زمان واکنش وتصمیم گیری:

1- تعداد محرک پاسخ. یکی از عوامل مهم واثر گذاربرزمان واکنش،تعداد محرکهایی است که هر کدام ممکن است به پاسخ جداگانه ای منجر شوند وهر زمان امکان اجرا داشته باشند.

زمان واکنش چه زمانی است؟ زمان مورد نیاز برای شناسایی محرک،انتخاب پاسخ وآغازپاسخ مناسب است.

واکنش ساده چیست؟وقتی سریعترین زمان واکنش فقط شامل یک محرک ویک پاسخ باشد به آن واکنش  ساده می گویند.

قانون هیک

تاخیر در پاسخ براثر تعداد محرک-پاسخ:وقتی که تعداد محرک-پاسخ ازیک به دو افزایش یابد،افزایش زمان واکنش بسیار زیاد می شود. یکی ازراهبردهای مهم در ورزشهای سریع این است که تعداد محرکها را برای حریف خود تاجایی که می توانید افزایش دهید واز این طریق اورا وادارکنید تا برای پاسخ،همه محرکها راپردازش کند. برای مثال:ضربه بازی تنیس یا شوت دربازی بسکتبال. این قانون براین مطلب اشاره داردکه هربارتعداد محرک-پاسخ دوبرابر شود،زمان واکنش انتخابی به میزان ثابتی افزایش پیدا می کند.

2- سازگاری محرک-پاسخ:                            ناسازگاری محرک- پاسخ:

سازگاری محرک- پاسخ یکی از مهمترین عوامل تعیین کننده زمان واکنش انتخابی است.این سازگاری به دامنه ای گفته میشودکه درآن محرک وپاسخی که برای آنراه اندازی میشود به طور طبیعی به یکدیگر وابسته شوند.مثال :دریافت توپ ویا روشن شدن چراغ. به خوبی ثابت شده است که برای تعداد معینی از محرک-پاسخ،هرگاه سازگاری آنها بیشترباشد زمان واکنش انتخابی آن کاهش پیدا می کند. درناسازگاری محرک- پاسخ رابطه غیر طبیعی است.

3- تمرین:

افرادی که در کارشان ورزیده هستند می توانند بر ضررهای عدم سازگاری یا کمتر سازگاری محرک- پاسخ پیروز شوند.

دوعامل اصلی که برزمان واکنش تاثیر می گذارد،            1- نوع تمرین                         2- مقدار تمرین.

وقتی که تعدادمحرک- پاسخ مشخص است،هرچه مقدارتمرین بیشتر باشد زمان واکنش کوتاهترخواهد شد. مثال:رابطه بین چراغ قرمزوفشاردادن پدال ترمزتوسط رانند مبتدی،یا ترمزکردن در هنگام وقوع حادثه.

4- پیش بینی:

  پیش بینی کردن برای تقلیل تاخیر یکی از روشهای مناسب برای فایق آمدن برزمان واکنش طولانی این است که اجرا کننده بتواند وقوع محرک را پیش بینی کند.پیش بینی کند که چه حادثه ای در محیط وچه زمانی واقع خواهد شد.بنابر این اجرا کننده میتواند اطلاعات را از پیش پردازش کند. افراد ماهر می دانند که کدام محرک احتمالا در کجاودرچه زمانی ظاهر خواهد شد.  مثال دفاع بازیکن والیبال در هنگام فرود توپ

پیش بینی به دو صورت انجام می شود:                             1- فضائی                                2- زمانی

- یکی پیش بینی اینکه درمحیط چه اتفاقی خواهد افتاد، مثلا پیش بینی اینکه حریف در بازی تنیس ضربه محکم خواهد زد یا ضربه لوپ این امر باعث می شود که به طور موثری جاگیری کنیم.(پیش بینی فضایی)اطلاعات فضایی به ورزشکار کمک می کند تا حرکت را از پیش سازماندهی کند.

 گاهی مواقع اجرا کننده می داند که چه حادثه ای اتفاق خواهد افتاد،اما نمی داند که آن واقعه د رچه زمانی روی خواهد داد.این پدیده را(پیش بینی زمانی) می گویند. مثال:بازیکن مدافع زمان شوت زدن بازیکن حریف را پیش بینی می کند.

فواید پیش بینی: پیش بینی های فضایی وزمانی هرکدام به نوعی برای ورزشکار مفید است.اگر ورزشکار بتواند هر دو را همزمان پیش بینی کند (زمان واکنش را به حداقل رسانده).

عوامل اثر گذار برزمانبندی پیش بینی:

1-قابل پیش بینی بودن محرک                                               2-مقدار سرعت محرک

3-مدت زمانی که صرف مشاهده ومرور محرک شده                      4-مقدار تمرین

5-سن اجرا کننده

راهبردهای پیش بینی:

-راهبرداول :این است که برای جلوگیری ازپیش بینی درست حریف، هرچه ممکن است حرکات را به طور غیر منتظره وتصادفی انجام دهیم.(چه در نوع وچه درزمان اجرا).این امرباعث می شود که حریف نتواند به طورموثرپیش  بینی کند،دراین حالت حریف مجبورمی شود که بدن پیش بینی وفقط ازطریق عکس العمل حرکت کند.

- راهبرددوم:راهبرد دوم این است که به حریف اجازه پیش بینی بدهید ولی نهایتا  حرکتی را انجام دهید که مخالف پیش بینی اوست.مثال:زننده پنالتی درفوتبال اگر بتوانید حریفتان را به دام پیش بینی نادرست قرار دهیدبراو برتری خواهید یافت. لذا رمز موفقیت در این است که حرکات را تصادفی وغیر قابل پیش بینی انجام دهید.

تصمیم گیری واجرا تحت تنش وانگیختگی:

تعریف انگیختگی: انگیختگی را میتوان سطح هیجان یا فعالیت به وجود آمده دردستگاه عصبی مرکزی تعریف کرد. بنابر این سطح پایین انگیختگی به حالتهای شبیه به خواب است وسطوح بالای آن با حالتهای هوشیاری وآشفتگی شدید همراه است.

اصل یووارونه:

مهارتهای پیچیده با سطح انگیختگی پایین تر،بهتر می شودوبا اندکی افزایش درسطح انگیختگی،افت پیدا می کند. در ورزش والیبال،مناطق انجام بازی در تعیین سطح انگیختگی نقش دارد.مانند بازیکن پاسوروآبشار زن. به طورکلی پیش ازاجرای مهارتهای ورزشی،انگیختگی ورزشکاربسیارزیاد است ودرورزشهای تنش-مهاری سعی می شود که پیش ازمسابقه واجرای ورزشی انگیختگی ورزشکار کم کنند.

خلاصه اصل یووارونه :

- افزایش انگیختگی،اجرای مهارتهای ورزشی را تاحد معینی بهبود می بخشد.

- افزایش بیشتر در انگیختگی،سطح اجرا را پایین می آورد.

- مهارتهایی که شامل تصمیم گیری اندک وحرکات عمده اند،انگیختگی بیشتری را می طلبند.

باریکی ادراکی:

باریکی ادراکی یکی از تغییرات مهم در پردازش اطلاعات با سطح انگیختگی زیاد است. در باریکی ادراکی نمی توانیم خوب اطلاعات را پردازش کنیم، چون به جهت انگیختگی بالا فرد هیجان زده شده وتصمیم گیری درست انجام نمی شود.ووقتی که اطلاعات درست نباشد پردازش دچاراشکال می شود. مثال:باریکی ادراکی راننده ای که هوشیار نیست تا جایی که حادثه غیر منتظره ای رخ ندهد قابل قبول است.ولی وقتی یک حادثه غیر منتظره مانند یک بچه به وسط خیابان رخ دهد،عمل راننده می تواند منجر به تصادف شود. انگیختگی در اوج خود منجربه«گوش به زنگ بودن شدید»یا آشفتگی می شود.چنین حالتی به «پانیک »معروف است.مثال:وقتی کنترل اتومبیلی در جاده یخ زده از دست خارج می شود، راننده بی تجربه دچاروحشت شده باعلم به نادرستی کار،ترمزمی کند وفرمان را ثابت نگه می دارد.به دلیل باریکی ادراکی،شدید،تصمیم گیری درحالت آشفتگی بسیار محدود خواهد شد.  چراانگیختگی زیاد،کنترل حرکات را ضعیفتر می کند؟چون پردازش اطلاعات درست انجام نمیشود وانگیختگی زیادهم ،موجب باریکی ادراکی می شود،لذا اعمال صحیح انجام نمی شود

توجه:

محدودیت د رتوانایی پردازش اطلاعات  توجه یک پدیده طولی است که درآن تمرکز روی یک موضوع دیگر معطوف خواهد شد. اگرامکان باشد می توان توجه را دریک زمان روی دو موضوع متمرکز کرد. توجه بعضی مواقع بر محرک حسی خارجی (درک حرکات حریف) وزمانی بر اعمال ذهنی داخلی (تلاش برای به یاد آوردن یک تکنیک خاص)وگاهی نیز بر اطلاعات حسی داخلی (حس حرکتی ناشی ازعضلات ومفصلها)متمرکزمی شود. زمانی که تکا لیف اصلی نسبتا ساده است و به توجه زیادی نیاز ندارد،بخش بیشتری از ظرفیت به   سایر تکالیف حرکتی اختصاص پیدا می کند. موقعی که تکلیف اولیه پیچیده است،مقدار توجهی که برای تکلیف حرکتی ثانوی باقی می ماند کمتر است.

ویژگیهای توجه:

- توجه یک پدیده طولی است ودرهر لحظه از منبعی به منبعی دیگر منتقل می شود.

- ظرفیت توجه محدود است.

- توجه تلاش زیادی می طلبد وبه انگیختگی وابسته است.

- توجه توانایی انجام همزمان بخشهای مشخصی از تکالیف حرکتی را محدود می کند.

در چه زمانی تکالیف با یکدیگر تداخل می کنند؟

یکی ازاین راهها ، مطالعه مجدد مراحل پردازش اطلاعات است.

در مرحله شناسایی محرک ،پردازش ممکن است به طور موازی انجام شود(بدون نیاز به توجه). پردازش اطلاعات در مرحله حسی به طور موازی انجام می شود.

در مرحله گزینش پاسخ،پردازش موازی کمتری صورت می گیرد درمرحله برنامه ریزی پاسخ که به وجود آورنده حرکت است،تداخل بسیاری صورت می گیرد.  پردازش خود کار وکنترل شده.انتخاب یک پاسخ از بین چندین پاسخ تحت پردازش کنترل شده هستند.بنابراین پردازش اطلاعات خودکار فقط پس از تمرین زیاد میسر است.

برنامه ریزی پاسخ: سازمان حرکت زنجیره ای است.مثال شمشیر باز

مشخصه های پردازش خودکار وکنترل شده

پردازش خودکار

پردازش کنترل شده

سریع

آهسته

بدون نیاز به توجه

نیاز به توجه

موازی

زنجیره ای

اختیاری

اختیاری

 

دوره بی پاسخی روانشناختی:

تأخیر در پاسخ به دومین محرک را دوره بی پاسخی روانشناختی می گویند.

مرحله برنامه ریزی پاسخ همانند دهنه یک بطری است،که خروجی باریکی داردکه می تواند در هر لحظه فقط یک حرکت را سازمان دهدوآغاز نماید. اگر فاصله بین دو محرک کوتاه باشد،تأخیردر حداکثر انجام می شود،چرا؟چون مرحله برنامه ریزی اولین پاسخ را تازه آغاز کرده است.بنابر این اولین پاسخ باید پیش از آغاز پاسخ دوم انجام شود. همچنین زمانی که فاصله بین دو محرک زیاد باشد،قسمت اعظم پاسخ اول آماده شده است.لذاوقتی محرک دوارائه شود،تأخیرکمتری درپاسخ به آن وجود خواهد داشت.

grouping پدیده جمع بندی:

درپدیده دوره بی پاسخی روانشناختی نکته ای وجود داردوآن این است که موقعی که فاصله بین دو محرک بسیار کم است،مثلاکمتر از 40هزارم ثانیه،دستگاه حرکتی به محرک دوم به شکل متفاوتی پاسخ می دهد.دستگاه به اولین ودومین محرک طوری پاسخ می دهد که گویی هر دوی آنها یکی است.وهر دوپاسخ را همزمان تولید می کند.

انتقال یادگیری transfer of learning

انتقال یادگیری: به کاربرد یادگیری کسب شده در یک تکلیف یا وضعیت اجرای تکلیفی دیگر مربوط می شود.(تکلیف ملاک)گفته میشود.

نقش انتقال در یادگیری مهارت: هر زمان که فراگیرنده تکلیفی را تمرین کند با این امید که یادگیری به دست آمده د راجرای شکل دیگری از آن تکلیف موثرباشد،انتقال را مد نظر قرار داده است.

انتقال را چگونه می سنجند؟ سنجش انتقال به سنجش یادگیری مربوط می شود.اساسا سطح اجرای یک مهارت(تکیف ملاک)با آثار نسبتا پایدار تمرین سنجیده می شود.

ارزشیابی یادگیری درموقعیتهای عملی: برای ارزشیابی وپیشرفت فراگیرنده باید بر اساس یک آزمون یاداری یا انتقال که با تاخیر انجام می شود ارزشیابی کرد.فاصله زمان آزمون با تمرین باید آنقدر طولانی باشد که در آن فاصله،آثار موقتی تمرین ناپدید شوند.

کاربرد های مربوط به ارزشیابی یادگیری

1-در مرحله تمرین، سطح اجرا به وسیله عوامل متعددموقت کاملا تغییرمی یابند،چنین سطوحی را برای ارزشیابی ونمره دادن انتخاب نکنید.

2-پیشرفت یادگیری هر فردرابااستفاده ازآزمون انتقال یایادداری ارزشیابی کنید.

3-این آزمون باید نسبتا از مرحله تمرین جدا باشدوپس از استراحت انجام گیرد.

4-سطح پیشرفت افراد مختلف باید در شرایطی ارزشیابی شود که فرد خسته نباشد ومدتی از تمرین گذشته باشد.

نکات اصلی مفهوم انتقال

- انتقال را میتوان به عنوان افزایش یا کاهش تبحر در یک تکلیف،درنتیجه تمرین یا تجربه در یک تکلیف دیگر تخمین زذ.

- انتقال یا منفی است یا مثبت.این امر به ویژگیهای تکلیف بستگی دارد.

- انتقال را می توان به صورت تقریبی از درصد پیشرفت در تکلیف ملاک که از تمرین تکلیف قبلی ناشی می شود تخمین زد.

تعلیم یا تمرین برای انتقال

انواع انتقال:                            1-انتقال نزدیک                                  2-انتقال دور

انتقال نزدیک : یک جنبه مهم در بسیاری از زمینه های تمرینی دامنه ای است که تمرین درآن دامنه به زمینه های مشابه دنیای واقعی منتقل می شود.این پدیده به انتقال نزدیک معروف است که درآن هدف،یادگیری تکلیفی نسبتا با تکلیف تمرینی است.مثال:تمرین بسکتبال وکسب مهارت د رطول هفته برای اجرای مسابقه.

انتقال دور: آموزش مهارتها برای فراگیرندگان برای پیشرفت قابلیتهای عمومی ترومورد استفاده قرار گرفتن آن در سالهای بعد.مثال:آموزش پرتاب،پرش ودویدن وانتقال این فعالیتها به آینده در زمینه های متفاوت است.

بهترین سنجش انتقال یادگیری عملکرد تکلیف ملاک است(شرکت در یک بازی یا مسابقه)

مراحل یادگیری:

الف)مرحله کلامی-شناختی                           ب)مرحله حرکتی                          ج)مرحله خودکار

مرحله کلامی –شناختی:

در مرحله کلامی-شناختی،تکلیف برای فراگیرنده کاملا تازه است.اولین مشکلی که فراگیرنده با آن مواجه میشوددر مرحله کلامی-شناختی است که سوالاتی درباره شناسایی هدف،ارزشیابی اجرا،عمل را چه زمانی انجام دهیم،چگونه بایسیم.......است. نمایشها،استفاده از وسایل سمعی بصری وسایر اطلاعات کلامی در این مرحله مفیدند.یکی از اهداف آموزش این است که فراگیرنده را وادار کرد تا اطلاعات را از یادگیرهای قبلی به سطوح آغازین مهارت منتقل کند. بهره یادگیری وتسلط دراین مرحله بسیار زیاد وسریع است. در این مرحله نگران مکث داشتن ،نامطمئن بودن وزمان بندی ضعیف حرکت نسبت به محیط خارجی نباشید. این مرحله صرفاًنقطه آغازی برای کسب تسلط بعدی است. برخی از فراگیرندگان دراین مرحله با خود بسیارصحبت می کنند. ودر طول انجام عمل خود را به طور کلامی هدایت می کنند. این فعالیت کلامی در مرحله ابتدای موثر است .چرا؟چون برآورد سریع وتقریبی مهارت راتسهیل می کند،ولی بعد ها باید آن را ترک کرد. آموزش های کلامی در سرتاسر تمرین به طور پراکنده به کار گرفته شود.

مرحله حرکتی:

بعد ازمرحله کلامی اجراکننده وارد مرحله حرکتی می شود.

- در این مرحله تمرکز بر سازماندهی الگوهای حرکتی که برای ایجاد حرکت موثرند،معطوف می شود.

- در این مرحله سطح مهارت فردبالا رفته به طوری که ثبات وکنترل یکنواختی را از خود نشان می دهد.

- اعتماد به نفس افزایش می یابد وکارکردن بر نکات ظریفتر تکلیف آغاز می شود.

- یکپارچگی در حرکت بتدریج افزایش می یابدواجرای حرکت یکدست می شود.افزایش کارایی حرکت هزینه انرژی را کاهش می دهد.

- پیش بینی حرکت بسرعت پیشرفت می کند وحرکت را نرم وبدون شتاب جلوه می دهد.

- فراگیرنده نظارت بر بازخورد وشناسایی خطاهایش را می آموزد.

- این مرحله بیشتر ازمرحله کلامی-شناختی طول می کشد.

(شایدچند هفته یا چند ماه واگر فراگیرنده مشکلاتی دریاد گیری داشته باشد کمی هم بیشتر از آن طول بکشد.)

مرحله خودکار:

فراگیرنده پس از تمرین زیاد وارد مرحله خودکار می شود،که شامل اعمال غیر ارادی است ونیازی به توجه ندارد. در این مرحله برنامه های حرکتی تکامل یافته اند وحرکت را برای زمانی نسبتا طولانی کنترل می کنند.مانند ژیمناستی که به مدت چندین ثانیه حرکاتی را به طور متوالی به عنوان یک واحد برنامه ریزی شده انجام می دهد. کاهش نیاز به توجه،به فردآزادی بیشتری برای اجرای عالی تر فعالیتهای شناختی می دهد.

عبارت کلیدی که ویژگیهای سه مرحله یادگیری را بیان می کنند

مرحله کلامی-شناختی:

- فراگیرنده می آموزد که اهداف چه هستند وچه باید انجام دهد.                      - پیشرفت سریع است.

-حرکات ناشیانه وپراکنده اند.                                                            -نیاز به توجه بسیار زیاد است.

 مرحله حرکتی:

- فراگیرنده شروع به پیشرفت در یک برنامه ویژه حرکتی می کند.             - بریکنواختی حرکت بسرعت اضافه می شود.

- پیش بینی وزمانبندی بهبود می یابد.                                             -خود گفتاری کاهش می یابد.

- پیشرفت در اجرااندکی از مرحله قبل کمتر است.

 مرحله خودکار:

- فراگیرنده بسیارمتبحرشده.                                               - نیاز به توجه بسیار کم شده است.

-حرکات وتحلیلهای حسی خودکار شده اند.                              - پیشرفت در اجرا به آهستگی ادامه می یابد

انگیزش برای تمرین: بعضی از فراگیرنده گان همیشه در هدف معلم برای یادگیری مشارکت نمی کنند.فراگیرنده ای که اصلا برانگیخته نشده است،تمرین نمی کند ویادگیری اوکم یا ناچیز است. معلمان ومربیان چگونه می توانند این انگیزش را برای یادگیری فراهم کنند؟

1-معرفی مهارت برای ایجاد انگیزه: مثل نمایش بازیهای گرهی یا انفرادی در سطح جهانی یا المپیک

2-هدف گزینی برای یادگیری: معلم باید شاگرد را تشویق کند که برای خود اهدافی واقعی تعیین کندکه با تمرین وتلاش قابل دسترسی باشد.

یادگیری مشاهده ای:

وسایل کمک آموزشی بصری،مانند فیلم,یا نوارویدئو،نمایش مهارت توسط فراگیرنده ماهر یا مربی،مکمل خوبی برای آموزشهای پیش از تمرین است.این فرایند،رایادگیری مشاهده ای می گو.یندکه در آن فراگیرنده اطلاعات را از طریق تماشای اجرای دیگران به دست می آورد.

اصول بنیادی تمرین:

مهمترین نکته ای که باید در امر تمرین ویادگیری به آن توجه کرد، یکی مقدار تمرین ودیگری کیفیت تمرین.

مهمترین عامل یادگیری تمرین است.وبرای تکمیل مهارت ،تمرین بسیار لازم است در کنار تمرین زیاد کیفیت تمرین هم اهمیت دارد.

یادگیری در مقابل اجرا در طول تمرین:

معلمان ومربیان هنگام هدایت کردن ودستورالعمل دادن به شاگردان درحین تمرین مکرراًآنها را تشویق می کنند که در هر تلاش بهترین اجرای خود را نمایش دهند.این پدیده دو هدف را به دنبال دارد:

هدف اول:اجرای هر چه بهتر.                                  هدف دوم:یادگیری هر چه بیشتر.

جلسات تمرین وجلسات آزمون:

یکی از راههای جداسازی اهداف متضاد تمرین منظور کردن دو فعالیت اساسی در طول تمرین است،

1-جلسات تمرین                                 2-جلسات آزمون.

جلسات تمرین: ابتدا جلسات تمرین را جایی برگزار کنید که به فراگیرندگان به طور ساده آموزش دهید.فراگیرنده باید بداند که کیفیت اجرا در این مرحله از تمرین اهمیت نداردوهدف فقط کشف راههای جدید برای انجام مهارت در دراز مدت است.

جلسات آزمون: بعد از گذشت تمرین معلم اعلام می کند که چند حرکت بعدی آزمون محسوب خواهد شد.در مرحله آزمون

فراگیرنده با استفاده از بهترین الگوی حرکت بهترین اجرا را انجام می دهد.  تقسیم یک جلسه کلاس به مرحله تمرین ومرحله آزمون دارای فواید زیر است

این تقسیم بندی اهداف متضاد تمرین واجرارا ازیگدیگرجدا می کندوتاثیر هر کدام را افزایش می دهد. مراحل تمرین به دلیل اینکه فراگیرندگان می توانند روشهای مختلف حرکت را بدون نگرانی درباره اجرا امتحان کنند موثرتر است. مراحل خودآزمایی انگیزاننده است وبه فراگیرنده گان درباره میزان پیشرفتشان به منظور مقایسه خود با قبل یا با دیگران اطلاعاتی می دهد.

فنون راهنمایی:

در فنون راهنمایی فراگیرندگان به وسیله آنها به طرق مختلف در طول الگوسازی حرکت راهنمایی می شود. مهمترین هدف این است که خطاهاکمترشود.اهمیت این هدف زمانی بیشتر است که حرکت خطرناک باشد،مانند حرکات ژیمناستیک یاشناکردن یک شناگر مبتدی.

انواع راهنمایی یادگیری:

- راهنماییهای جزئی: مثل راهنمایی کلامی مربی در حین بازی فوتبال

- راهنماییهای کلی: مربی می تواند حرکات شاگرد را به طور فیزیکی محدود کند.

تمرینات راهنمایی شده تا چه اندازه کارآمد هستند؟

وقتی راهنمایی در طول تمرین انجام شود برای اجرا مفید است. ولی نباید به شکلی باشد که در آزمون واقعی فراگیرنده  دچار مشکل شود.زمانی که برای انجام آزمون یادداری راهنمایی راحذف کنیم اجرا به سطحی مساوی یا پایین تر از گروهی که هرگز راهنمای نشده بودندتنزل می کند.این پدیده به معنای این است که راهنمایی یک متغیر یادگیری نیست. زمانی که راهنمایی در تمرین به کاررود بسیار قوی وموثر است،بنابر این راهنمایی یک متغیر اجرایی است.

فرایندهای تمرین راهنمایی شده ویادداری:

راهنمایی بدنی احساس حرکت را تغییر می دهد.وقتی که مربی به شاگرد می گوید چه کاری را انجام دهد،تصمیم گیری تغییر                      می یابد.بنابر این شاگرد نه فرصتی برای خطا کردن دارد ونه موقعیتی برای اصلاح. راهنمایی مانع تمرین کردن بر مبنای پردازش اجزای حرکت است. مشکل این است که فراگیرنده تا زمانی که راهنمایی می شود خوب عمل می کند.امامعیار ارزشیابی اجرای مهارت در بازی یا مسابقه بعدی است که درآن راهنمای وجود ندارد.

شرایط اثر بخشی راهنمایی در یادگیری:

در تمرینات اولیه. که در آن پایه های ابتدایی مهارت کامل می شوند فرایندهای راهنمایی ممکن است مفید باشند. راهنمایی باعث می شود که جنبه های اصلی مهارت نمایان شود، و فراگیرنده را به راهی سوق دهد که برای اجرای مهارت تلاش کند. ممکن است در فرایند راهنمایی زیاده روی شودکه در این صورت باید آن را فوراٌحذف کرد. زمان حذف راهنمای وقتی است که فراگیرنده مهارت را بطور مستقل آغاز می کند.

در تکالیف خطرناک.

(فصل نهم)

سازماندهی وبرنامه ریزی تمرین:

برخی از مربیان به جای اینکه به اثر بخشی تمرین علاقمند باشند به افزایش زمان تمرین یا به سود بخشی زمان مشخصی از تمرین علاقه دارند.  زمان تمرین،مهمترین عامل برنامه ریزی نیست،لذا کیفیت تمرین نیز باید در نظر گرفته شود.ازسازماندهی تمرینات برای افزایش اثر بخشی آن بسیار با اهمیت است.   برای اینکه معلمان ومربیان بدانند که دریک جلسه تمرینی، مهارتهای  مختلف را چگونه وبا چه نظمی تمرین دهند تا یادگیریبیشتری صورت گیرد ،در این رابطه دو نوع تمرین مطرح شده است.                                  1-تمرین مسدود                                             2-تمرین تصادفی

تمرین مسدود:

اگر شاگردان شما بخواهنددریک جلسه تمرین سه مهارت جداگانه(مهارت 1،2،3)رابیاموزند.برنامه ریزی معمول این است که اول تمرین روی مهارت1راانجام دادوپس از اتمام آن مهارت دوم را شروع کردوبه همین ترتیب مهارت بعدی را آغاز کرد.که به این روش، تمرین مسدود می گویند. که درآن تمام کوششهای تمرینی یک مهارت پیش از شروع تمرین مهارت بعدی،کامل شده است. این نوع تمرین روش خوبی است چرا که به شاگرد اجازه داده می شود تاروی مهارت تمرکز وآن را پالایش واصلاح کند.

تمرین تصادفی:

در تمرین تصادفی ترتیب ارائه مهارتها آرایش تصادفی دارد، در این نوع تمرین فراگیرنده می تواند هر کدام از سه مهارتی را که قبلاً مثال زده شد بدون ترتیب مشخصی تکرار کند، ویک مهارت راهرگز دو بار به صورت متوالی انجام ندهد.

آثار این دونوع برنامه تمرینی بر یادگیری چیست؟

نکات مهم مربوط به تمرین مسدود وتصادفی:

•          روش مسدود باعث اجرای تمرین بهتری نسبت به روش تصادفی می شود.

•          کسانی که با آرایش تصادفی تمرین کرده اند،در آزمون یادداری امتیازات بهتری به دست می آورند.

•          هر چند تمرین تصادفی در طول مرحله یادگیری کمتر موثر است،برای یادگیری از تمرین مسدود بهتر است.

چرا تمرین تصادفی موثرتر است؟

تحقیقات نشان می دهد تمریناتی که آرایش تصادفی دارند نسبت به تمرینات مسدودآثار سود بخشی دارند. برای تشریح وتوجیه این نتایج چندین نظریه وجود دارد.

فرضیه فراموشی یا فاصله دهی: طبق این فرضیه،وقتی فراگیرنده پس ازتکلیف اول،تکلیف دوم را انجام می دهد،  فرایند های درگیر در انجام تکلیف دوم باعث می شود تافرایندهای تولید تکلیف اول فراموش شود.وقتی تکلیف اول پس از چند بار کوشش مجدداًارائه شود،فراگیرنده مجبور است روش انجام آن را تکرار کند.بنابراین عملکرد او در تمرین نسبتاً ضعیف است.

از طرف دیگر در تمرین مسدود اجراکننده روش انجام حرکت  در هر کوشش تمرینی را به خاطر دارد وآن را در کوشش بعدی به کار می برد.این پدیده دفعاتی راکه باید روش انجام حرکت را تولید کند کاهش می دهد.بنابراین در تمرین مسدود عملکرد بسیار خوب است،زیرا همه ی حرکات در یک زنجیره از کوششها به یاد خواهد ماند.با وجود این یادگیری ضعیف است زیرا فراگیرنده مجبور نیست که مکرراًروش انجام حرکت را به وجود آورد.  مثال:کودک10ساله ای که می خواهد به طور ذهنی چندین عمل تقسیم را انجام دهد.مثلاً21تقسیم بر7، 18تقسیم بر6،  12تقسیم بر4.در شرایط تمرین مسدود تقسیم راانجام می دهد.    دراین تمرین ابتداعدد21تقسیم بر7 است،پس از چندی تأمل وتلاش پاسخ 3راپیدا می کند. در کوشش بعدی باز هم همان اعداد تکرار می شودوبه آسانی پاسخ قبلی را به خاطر می آورد.همین عمل برای بار سوم تکرار می شودوباز هم به آسانی عدد3به دست می آید.عملکردشماکه به روش مسدود انجام شده است،اساساً کامل است .ولی مجبور نبودید فرایندهای ذهنی لازم را برای ایجاد راه حل انجام دهید (به جزبار اول).

از سوی دیگردرتمرین باآرایش تصادفی، ابتدا21بر7سپس18 رابر6وپس ازآن12بر4 تقسیم می شود.در کوشش چهارم مجدداً تقسیم عدداول انجام می شود.تاآن زمان پاسخ این مسئله  فراموش شده است،بنابراین فراگیرنده مجبور است که آنرا دوباره انجام دهد.بنابراین اجرا آهسته وتکلیف سخت است،اما یادگیری بیشتر است،چراکه فراگیرنده مجبور است هربار پاسخ را پیدا کند.

تمرین بازیابی: پیداکردن راه حل را تمرین بازیابی می گویند. زیرا فراگیرنده مجبور است اطلاعات لازم برای اجرا راازحافظه درازمدت بازیابی کند.فراگیرنده در طول تمرین تصادفی باید درهرکوشش برنامه متفاوتی را بازیابی وپارامترهای حرکت را باآن ترکیب کند،زیرا انتخابهای قبلی فراموش شده اند.  اما در تمرین مسدود،فراگیرنده از یک برنامه حرکتی وپارامترهای آن در نوبت های متوالی تقریباًبدون تغییر استفاده می کند.

خلاصه آثار سود مند تمرین تصادفی نسبت به تمرین مسدود

•          آرایش تصادفی تمرین باعث می شود که فراگیرنده راه حلهای کوتاه مدت مسئله حرکتی را پس از هر تغییر تکلیف فراموش کند.

•          این فراموشی فراگیرنده را وادار می کند تا در نوبت بعدی  مجدداًراه حل رامجدداًایجادکند که این امر برای یادگیری سودمند است.

•          تمرین تصادفی فراگیرنده راوادارمی کندتا به روش فعلی فعالتری در فرایند یادگیری درگیر شود.

•          تمرین تصادفی به فراگیرنده، حافظه معناداترومتمایزتری نسبت

به تکلیفهای گوناگون ارائه میکند.این امر حافظه را تقویت می کند.

تمرین مسدود وحس کاذب مهارت:تناقض برنامه مسدود در این است که درطول تمرین اجرای خوبی را بوجود می آورد،بدون اینکه یادگیری پایدار را باعث شده باشد.

مهارت ملاک: مهارت ملاک یعنی اعمال بخصوص وزمینه ای که فراگیرنده نهایتاًبرای آن تمرین می کند،از عمل مسدودی  که در تمرین انجام میشودبسیارمتفاوت است. تمرین مسدود در زمین تمرینی،مهارت ملاک را بخوبی شبیه سازی نمی کند.هدف کلی شبیه سازی این است که مهارت آموخته شده را به تکلیف ملاک انتقال دهید.

چگونه از تمرین تصادفی در آموزش استفاده می شود؟

در ابتدای یادگیری یک مهارت یعنی در مرحله کلامی-شناختی، ممکن است تمرین مسدود کمی از تمرین تصادفی مفیدتر باشد.این برتری شاید به این دلیل باشد که فراگیرنده فقط یک بار به کوششهای مکرر برای انجام صحیح حرکت نیاز دارد. پس از اینکه فراگیرنده یک الگویی از حرکت بدست آورد وبه عملکردمورد نظرنزدیک شدجای تمرین مسدود را باید به تمرین تصادفی داد. پس از مرحله اول یادگیری،مربی باید برای پرهیز از تمرینات تکراری به روشهای مختلفی اقدام کند.یکی از این روشها این است که در یک کلاس دستورالعمل چندین تکلیف را تعیین وشاگردان را وادار کند تا به نوبت آنها را انجام دهند.مثال:بازیکنان فوتبال نباید یک تاکتیک را به طور متوالی انجام دهد.بلکه باید در هر نوبت یک تاکتیک متفاوت را تمرین کند.در تمرین تصادفی لازم نیست حرکاتی که به طور متناوب تمرین می شوند به هم شبیه باشند.

تمرین تصادفی وتمرین مسدود: درتمرین تصادفی تفاوت بین تکلیفهای حرکتی اهمیتی ندارد.زیرا تاکید اصلی براین است که هر تکلیف درنوبت بعدی تکرار نشود. تفاوت بین تمرین تصادفی وتمرین مسدود در ترتیب انجام این تکلیفهاست.

تمرین به دو نوع تقسیم می شود:

تمرین ثابت:تمرینی که فقط یک حرکت از تکلیفهای حرکتی را انجام می دهند.مثل تمرین پاس از فاصله20متری.

تمرین متغیر: تمرینی است که از زاویه هاوفاصله های مختلف انجام می شود.مثل یک بازیکن پاسوردر والیبال  ویا یک توپ پخش کن ماهر در فوتبال .از فاصله 10،20،30متری.

تغییر پذیری تمرین یک الگویی در ذهن ایجاد می کندکه طرح واره نام دارد.

تمرین متغیر وتمرین ثابت:تمرین متغیر شامل تمام مهارتهای یک گروه بخصوصی ازحرکات است مانند پاس توپ فوتبال.که ممکن است در طول چند بعد تغییرکند،مانند فاصله پرتاب یا سرعت حرکت.ولی تمرین ثابت فقط تغییر یک بعد از حرکت راشامل می شود.تمرین متغییر در مقایسه با تمرین ثابت تغییرات بیشتری را در برمی گیرد.

تفاوت بین تمرین تصادفی ومسدود وتمرین متغیر وثابت:

•          تمرین تصادفی شامل انجام حرکاتی از گروهای حرکتی مختلف است.در حالی که تمرین متغیرتغییر در یک گروه حرکتی را شامل می شود.

•          تمرین تصادفی ومسدود هر دوشامل چندین تکلیف گوناگونند،ولی در چگونگی اجرای حرکات متفاوتند.

•          تمرین تصادفی به وسیله ایجاد راه حل مسا له حرکتی یا افزایش معنی داربودن بازنمایی حرکت،یادگیری را افزایش می دهد،در حالی که تمرین متغیر،طرحواره های موثرتری را تولید می کند.

عوامل تمرینی که در تکامل خودکار شدن نقش دارندکدامند؟

نقشه ریزی همسان ونقشه ریزی متغیر:

تمرین موثر برای خودکار شدن عبارت است ازنقشه ریزی همسان ونامتناقض اطلاعات مربوط به محرک به منظور حرکت به سوی هدف. نقشه ریزی همسان ونامتناقض یعنی اینکه یک محرک همیشه به یک پاسخ ویژه منجر شود.ودر این تمرین خودکار شدن پس از چند صد بار تکرار به وجود می آید .(300کوشش) در صورتی که در نقشه ریزی متغیر یک محرک گاهی به یک پاسخ وگاهی به پاسخ دیگری منجر می شود.

یادگیری انتقال وتعمیم:

تعمیم وانتقال اهداف مهم تمرین است. تعمیم یعنی اینکه یادگیری حاصل از تمرین به موقعیتهای دیگری مانند بازی یا مسابقه انتقال یابدیادر آن کاربرد داشته باشد.

(فصل دهم)

بازخوردبرای یادگیری مهارت:

بدون شک یکی از مهمترین فرایندهای یادگیری استفاده از بازخورد در اعمالی است که در تمرین انجام می شود. بازخورد کلامی تحت کنترل مستقیم مربی است.مثلاً:

1-مربی در وسط یک تمرین به ورزشکار خود می گوید«ادامه بده،خوب انجام می دهی».

2-بعداز یک پاس موفق به بازیکن بسکتبالیست می گوید«آفرین».

هرکدام از این جملات نوعی بازخورد در باره برخی جنبه های عملکرد  فراگیرنده است.وهر جمله حامل پیامی مختلف ونوع متفاوتی از اطلاعات است که بر یادگیری واجرای آن اثر می گذارد.

تعریف بازخورد:

واژه بازخورد به تحلیل کنترل حلقه بسته بازمی گردد،  وبه معنای خبرهایی درباره تفاوت بین اجرا وحالت هدف است. درکنترل حلقه بسته،بازخورد به معنای خبر درباره خطاست. مفهوم کلی بازخورد ،یعنی هرگونه خبر حسی درباره حرکت،نه فقط خطا،اطلاق می شود.

انواع بازخورد:

1- بازخورد درونی :

بازخورددرونی راگاهی بازخوردذاتی می گویند،یعنی خبرهایی است که به عنوان پیامد ذاتی انجام یک عمل فراهم شده است. یعنی اطلاعاتی که فرد از درون ادارک می کند.ازطریق عوامل حسی مثل:بینایی شنوایی لامسه بویایی وحسهای عمقی.

2- بازخورد بیرونی:

بازخورد بیرونی را بازخورد افزوده نیز می گویند،که شامل خبرهایی است که در نتیجه اجراحاصل می شودو به وسیله عواملی مانند صدای مربی،امتیاز داور،فیلم بازی به فراگیرنده ارائه می گردد.بازخورد بیرونی،اطلاعاتی است که مربی برآن کنترل داردومیتواندآن راارائه نکندیادرزمان دلخواه وبه شکلی که بریادگیری تاثیر بیشتری بگذارد،ارائه کند.

انواع بازخورد بیرونی:

-          آگاهی ازنتیجه knowledge of results  : (KR)

آگاهی از نتیجهkRیکی از مهمترین انواع بازخورد بیرونی است.kR ،خبرهای کلامی درباره موفقیت یک عمل با توجه به هدف محیطی است.

-          آگاهی ازاجرا(KP )knowledge of performance  :

آگاهی ازاجراکه گاهی به ان بازخورد جنبشی می گویند،اطلاعات افزودهای درباره الگوی حرکتی است که فراگیرنده آنراانجام داده است. این بازخورد مکرراً توسط معلمان ومربیان مورد استفاده قرار می گیرد.

توجه: kp برخلافkR الزاماًدرباره،موفقیت حرکت از نظر رسیدن به هدف محیطی خبر نمی دهد.نکته مورد نظردربازخورد جنبشی ، موفقیت درساختن الگویی است که فراگیرنده آن را پدیدآورده است.

اعمالی که بازخورد بیرونی انجام می دهد:

1-انگیزش ایجاد می کندیا به فراگیرنده برای افزودن تلاش،انرژی می دهد.

2-موجب تقویت اعمال صحیح وغلط می شود.

3-درباره خطاها،خبرهایی را به عنوان اساس اصلاح فراهم می کند.

4-وابستگی به وجود می آوردکه هنگام نبود بازخورد باعث بروز مشکلات می گردد.

ویژگیهای انگیزشی بازخورد:

یکی ازمهمترین عملکردهای بازخورد،ایجاد انگیزه برای تللاش بیشتر وتحمل تکلیف است. در صورتی که در دادن بازخورد افراط نشود،فراگیرندگان آن را دوست دارند.سعی کنید از تمرینات طولانی مدت که بدون بازخورد انجام می شودبپرهیزید.زیرا صورت انگیزش از بین می رودوتمرین ناموثر یامتوقف می شود. آگاهی فراگیرندگان از پیشرفتشان معمولاًبه تلاش بیشتربرای انجام کار منجر می شودونتیجه نهایی آن یادگیری است. اگر بازخورد به طور عمومی مطرح شود،باعث انگیزش بیشتر می شود.

اطلاعات کاربردی در ارتباط با بازخورد:

1- به طور نسبی بازخورد دهید تاانگیزش حفظ شود.

2- سعی کنید در هر تلاش بازخورد ندهید.زیرا اثر انگیزشی آن کم می شود.

3- بازخورد را برای مدت طولانی قطع نکنید.زیراتمرین طولانی   بدون بازخورد انگیزش را از بین می برد.

4- بازخورد را بطور عمومی اعلام کنید.بویژه بازخوردهایی راکه مربوط به تلاش فوق العاده در تمرین یا پیشرفت عالی است این عمل اثر انگیز شی زیادی دارد.

5- ازاعلام نمره ها وامتیازات همراه با نام افراد پرهیز کنید، (به جای آن ازکد استفاده کنید).

ویژگیهای تقویتی بازخورد:وقتی بازیکنی تکنیک خوبی را اجرا کردبا گفتن «آفرین»از طرف مربی این تشویق اثر مهم بازخورد را کهحالت تقویتی آن است را نشان می دهد.

قانون اثر:

عملی که به وسیله محرکی فراخوانی وباپیامدی مطبوع یاپاداش دنبال شود،باظهوردوباره محرک،میل به تکرارآن خواهدشد در این دیدگاه تمرکز بر بازخوردهای تقویت کننده است. هنگامی که تقویت احتمال بروز پاسخ آتی را افزایش دهد،مثبت نامیده می شود.وتقویت زمانی منفی است که این احتمال را کاهش دهد.

تقویت ناپیاپی:

یکی از اصول مهم یادگیری وسیله ای ،تقویت ناپیاپی است که درآن بازخورد فقط در هنگام لزوم ارائه می شود وبرای یادگیری موثرتراززمانی است که بازخورد در هر کوشش داده می شود.  معمولاًیادگیری رابراساس عملکرددر یک آزمون خاموش سازی تخمین می زنند.

آزمون خاموش سازی:

 آزمونی است که درآن رفتاررا پس ازحذف تمام تقویتها ارزشیابی می کنند.دراین آزمون آزمودنیهایی که تقویت ناپیاپی دریافت کرده اند،زمان بیشتری به پاسخ دادن ادامه می دهند. مهمترین مولفه بازخورد در یادگیری حرکتی،خبری است که بازخورددرباره الگوهای حرکت فراهم می آورد.

درزمان دادن بازخوردباید بدانیم که فراگیرنده از چه نوع اطلاعاتی بیشترین  استفاده را خواهد برد.(مثلاًدرباره حالت عضو،زمانبندی حرکت عضو،هماهنگی)چگونگی ارائه اطلاعات(کلامی،ویدئویی)درچه زمانی ارائه شوند(بلافاصله پس از عمل،باقدری تاخیر)باچه فاصله ای ارائه شوند(درهر تلاش یا در بعضی ازتلاشها)

درآزمون یادداری: زمانی که بازخورد حذف می شود،اجرای فراگیرنده بسیار ضعیف خواهدشد.زیرا وی توانایی انجام حرکت مستقل را بدست نیاورده است.

بازخورد برنامه راقبل ازبازخورد پارامترها ارائه کنید:

به طور کلی بهتر است که بازخورد مربوط به اصلاح خطای الگوی بنیادین حرکت را قبل ازبازخورد مربوط به متغیرهای پارامتری ارائه کرد.مثلاًدر آموزش پرتاب توپ بسکتبال،سعی کنید درباره طرح یابی حرکت مانند چرخش توپ،قوس توپ وهماهنگی حرکت مچ وزانو بازخورددهید.فراگیرنده نباید نگران متغیرهای ظاهری باشد.مثل کوتاه یا بلندبودن پرتاب. این توصیه راتازمانی ادامه دهید که الگوی مناسب حرکت به دست آید.پس ازاین بازخورد مربوط به پارامترهارامی توان  ارائه داد.    به طور کلی،بازخوردهای متعددرایکجا ارائه نکنید.زیرا اطلاعات بسیار زیاد مفید نیستند. بهتراست ابتدا،مهمترین خطا شناسایی وبازخورد داده شود.وزمانی که فراگیرنده دریک جنبه تبحر پیدا کرد بازخورد بعدی داده شود.  بازخورد باید به آسانی فهمیده شودومربوط به یک جنبه از حرکت باشد.

تواتر مطلق وتواتر نسبی بازخورد:

تواتر مطلق: به تعدا بازخوردهایی که در طول یک رشته ازکوششهای تمرینی به فراگیرنده داده میشود،تواتر مطلق می گویند.مثلاًاگر 300 کوشش تمرینی انجام شده باشدومربی در100کوشش آن بازخوردبدهد، تواترمطلق بازخورد عدد100است.

تواتر نسبی: به درصد کوششهایی که بازخورد دریافت کرده اند،تواتر نسبی می گویندکه از تقسیم تعدادبازخوردهای داده شده برتعداد کوششها،ضربدر100به دست می آید.یعنی33%ازکوششها بازخورد داده شده است.

بازخورددامنه ای:

اگر حرکت در دامنه صحیح انجام گرفت،بازخوردی داده نمی شود، اما اگرحرکت در خارج از دامنه صورت گرفت،بازخوردی که نشان دهنده مقداروجهت خطاست داده می شود. بازخورد دامنه ای، به یادگیری کمک می کند.بازخورد فقط زمانی داده می شود که حرکت درخارج از دامنه صحت انجام پذیرد.