تربیت بدنی

دانلود کتاب های تربیت بدنی

فصل اول‌
آسيبهاي وارده به سيستم عضلاني ـ وتري‌

 درشكل 1ـ1 نحوة كار يك عضله نشان داده شده است‌.
شكل سمت چپ‌، يك عضلة راست كننده Extensor)
شكل سمت راست ، يك عضلة خم كننده Flexor)
پيكانهاي كوچك موجود در عكس نشان مي‌دهند كه چطور وقتي يك دسته از عضلات در حال انقباض و كوتاه شدن هستند دستة ديگر طويل مي‌شوند.

پارگي عضله‌

           پارگي عضله به دنبال دو مكانيسم و نيرو انجام مي‌شود ابتدا نيرويي كه ناشي از كشش بيش از حد عضله مي‌باشد و اين نيرو از قدرت و ظرفيت عضله در مقابل كشش بيشتر است .

          از اين نيرو تحت عنوان كشش‌ ياد مي‌كنيم‌. و نيروي ديگري كه باعث پارگي عضله مي‌شود نيروي تراكمي‌(فشاري‌) ناميده مي‌شود. كه به دنبال يك ضربة مستقيم با قدرت زياد عضله حايل بين نيرو و تكيه‌گاهي قرار گرفته و نيرو باعث پارگي در الياف عضلاني مي‌شود. به زبان ساده پارگي نوع اول به دنبال كشش بيش از حد و پارگي نوع دوم در اثر ضربه ايجاد مي‌شود.

شكل 1ـ3 پارگي عضلاني‌
در بالاي هر يك از انواع پارگي‌هاي عضلاني سطح مقطع عضله همراه با محل پارگي را مي‌بينيد. به فاصلة محل پارگي تا محيط عضله دقت نماييد.

            پارگيهاي محيطي اجازه مي‌دهند كه خون ناشي از پارگي عروق به واسطة نيروي جاذبه از محل خود خارج شود و كبودي واضحي را در سطح عضله و به فاصلة چند سانتيمتري از مركز ضايعه خواهيم ديد. در حالي كه حداكثر درد در نقطة كبودي نيست بلكه در محل پارگي مي‌باشد.

شكل 1ـ4 محلهاي ضايعات دستگاه عضله ـ تاندون در پا

فاكتورهايي كه در پارگي عضله مؤثرند.

عضله كه گرم نشود و قبل از شروع فعاليت‌، نرمش نداشته باشد بيشتر مستعد پارگي و آسيب‌ است‌.

عضله‌ايي كه قبلاً به جهت ضايعه ضعيف شده باشد و به وضعيت مناسب برنگشته باشد صدمه پذيرتر است‌.

عضله‌ايي كه در مسير الياف خود بافت فيبروز12 ناشي از پارگيهاي قبلي داشته باشد. چرا كه‌ اين بافت قدرت ارتجاع كمي دارد.

عضله‌ايي كه خسته باشد و بيش از حد مورد استفاده قرار گرفته باشد.

عضلة سفت و عضله‌ايي كه دامنة حركات آن براي مفصل كم باشد.

عضله‌ايي كه بيشتر در معرض سرما قرار گرفته باشد و قدرت انقباض و انبساطش كم شده باشد.

علايم و نشانه‌هاي پارگي عضله‌

درد مشخص و واضحي كه با حركت تشديد مي‌شود و با استراحت تخفيف پيدا مي‌كند.

در پارگيهاي ناكامل‌، درد فعاليت را محدود مي‌كند و در پارگي كامل عضله قادر به فعاليت‌ نيست‌.

در پارگيهاي ناكامل گاهي در امتداد مسير عضله فرورفتگي لمس مي‌شود و در پارگيهاي كامل نقص و فرورفتگي عميقي در مسير عضله قابل لمس است‌. در محل بعد از پارگي‌، تجمع‌ عضله خود را به صورت يك توده نشان مي‌دهد.

تغيير رنگ به صورت كبودي در سطح پوست نيز ديده مي‌شود.

در مرحلة بعد از يك بانداژ سفت طوري استفاده مي‌كنيم كه بافت را در درون خود به هم بفشارد.

بالا نگهداشتن عضو از احتقان خون درون بافت جلوگيري خواهد كرد.

هماتوم عضله

           هماتوم يك عارضة ناشي از ضربه و پارگي عضله است و به دو نوع كلي زير ممكن است تشكيل شود.

1. داخل عضله‌اي

2. بين عضله‌اي 

هماتوم داخل عضله‌

         به دنبال پارگي عروق‌، خون خارج شده از عروق‌، بين رشته‌هاي فيبرهاي عضلاني و غلاف تاندون واقع مي‌شود و بسته به محل قرارگيري مي‌تواند سطحي يا عمقي باشد.

هماتوم بين عضله‌

            خون خارج شده از عروق‌، از فاسياي عضله خارج مي‌شود و ما بين دستجات عضلاني و درون خود عضله قرار مي‌گيرد. تورم و كبودي به واسطة تجمع خون در فواصلي از نقطة تخريب شده مي‌شود. به علت اينكه فاسيا   (غشأ عضله‌) پاره شده است و جاي زيادي براي ورود خون وجود دارد مي‌توان گفت كه به ندرت امكان افزايش فشار در منطقه وجود خواهد داشت و تورم موقتي خواهد بود و عملكرد عضله به سرعت به شكل طبيعي خود باز مي‌گردد.

        اين در حالي است كه در هماتوم داخل عضله جاي وسيعي وجود ندارد بلكه محدوديت جا نيز خواهيم داشت‌. در نتيجه فشار و تورم به سرعت در منطقه بالا مي‌رود و تورم براي حتي بيش از 48 ساعت پايدار خواهد بود كه اين خود باعث درد و محدوديت حركت مي‌شود.

              در هر صورت افزايش فشار داخل عضله‌، پديده‌اي است خطرناك كه مي‌تواند با بالا بردن فشار ناحيه‌، مانع از خونرساني شود و پديده‌اي به نام سندرم كمپارتمان‌را به وجود آورد كه در آن به علت فشار روي عروق و به خصوص عروق شرايين تغذيه كننده‌، خونرساني به عضو مختل مي‌شود و رنگ عضو سفيد شده و همراه با درد شديد مي‌باشد.

       چنانچه اقدام درماني روي آن انجام نشود منجر به نكروز16 و سياه شدن عضو خواهد شد.

درمان هماتوم به دو بخش تقسيم مي‌شود. درماني كه در 72 ساعت اول در نظر مي‌گيريم و درماني كه بعد از زمان فوق‌الذكر در نظر مي‌گيريم‌. درمان هفتاد و دو ساعت اول : استراحت‌، سردكردن موضع‌، بانداژ فشاري محل ضايعه‌، بالا نگهداشتن عضو مبتلا، كاهش بار عضو.

درمان بعد از هفتاد و دو ساعت‌، استفاده از بانداژ الاستيك‌، گرماي موضعي‌، تمرينات كششي و استاتيك‌، تمرينات ويژة ورزشكار.

ورزشكار هنگامي مي‌تواند به تمرينات كامل خود ادامه دهد كه درد و حساسيت موضعي وجود نداشته باشد و عضله آسيب ديده انعطاف كامل و عملكرد قبلي خود را پيدا كرده باشد. زمان لازم بين پارگي عضله و بهبود متغير بوده و بين 3 تا 16 هفته مي‌باشد كه بسته به وسعت و نوع ضايعه متفاوت است‌.

به عنوان مثال در يك هماتوم بين عضلاني زمان بهبود 1ـ2 هفته است ولي در مورد هماتوم داخل عضلاني گاهي تا 8 هفته عضله مشكل خواهد داشت‌

اكثر تاندونها يك غلاف فيبروزي به دور خود دارند كه حاوي مايع روان كننده و نرم‌كننده‌است‌.

بدن دو تاندون اصلي و بزرگ دارد يكي تاندون‌، آشيل و ديگري تاندون كشكگ است به دليل اين كه فاقد پوشش يا غلاف مي‌باشند نوع مشكلاتي را كه پيدا مي‌كنند با ديگر تاندونها متفاوت است‌.

ضايعات و آسيبهاي تاندوني باعث درد در هنگام فعاليت تاندون مي‌شود. التهابهاي تاندوني به مراتب بيشتر از ضايعة ديگر تاندون يعني پارگي آن‌، ديده مي‌شود.

انواع پارگي تاندون‌

                  پارگي عضله همانند پارگي تاندون به دو نوع پارگي كامل‌و ناكامل‌تقسيم مي‌شود.

     پارگي كامل معمولاً در تاندونهايي اتفاق مي‌افتد كه دچار دژنرسانس‌ شده باشند. بخصوص در ورزشكاراني  كه پس از سالها كناره‌گيري دوباره به ورزش رو آورده‌اند.

 نشانه‌هاي پارگي تاندون‌

               ورزشكار همزمان با احساس درد متوجه يك صداي مشخص از ناحية آسيب ديده مي‌شود. فرد مصدوم بعد از ضايعه قادربه تكرار همان عمليات قبلي خواهدبود.

شكل 1ـ6 پارگي عضله فوق خاري در 2 سانتيمتري محل چسبيدن آن به استخوان بازو

           يك نقص و فضاي خالي در امتداد مسير ماهيچه درست در جايي كه حداكثر درد و حساسيت را دارد لمس مي‌شود. تورم و كبودي كمي بعد از حادثه دال بر خونريزي در موضع خواهد بود. گاهي با پارگي تاندون عضله در اثر نيروي جاذبه‌، عضله روي خود جمع شده و توليد يك توده‌اي را مي‌كند كه هم با چشم ديده مي‌شود و هم با دست ملموس مي‌باشد.

           تاندونهايي كه نسبت به ديگر انواع بيشتر دچار پارگي كامل مي‌شوند، عبارتند از تاندونهاي آشيل‌، دو سر، سه سر، كشكگ (پاتلا)22 فوق خاري‌. درمان پارگي كامل بعد از اقدامات اوليه معمولاً جراحي و پيوند تاندون و به حركت كردن عضو مبتلا با گچ به مدت چهار تا شش هفته مي‌باشد. اين روش در افراد جوان ورزشكار اعمال مي‌شود.

شكل 1ـ7 پارگي عضلة دو سر در سربلند آن به حجم عضلة تجمع يافته به دنبال نيروي جاذبه توجه كنيد.

           پارگي ناكامل همان‌طور كه از اسم آن مشخص است‌، فقط در قسمتي از رشته‌هاي تاندون پارگي ايجاد مي‌شود، حتي ورزشكار ممكن است متوجه ضايعه نشود و علايم به وجود آمده از آن را به التهاب و استفادة بيش از حد ارتباط دهد. پارگي ناكامل به دو نوع حاد و مزمن تقسيم مي‌شود. 

ب‌) علايم پارگي ناكامل و مزمن :

تاريخچه‌اي از درد ناگهاني ذكر مي‌شود ولي ضربه و آسيب به خاطر آورده نمي‌شود. فرد در خلال گرم كردن بدن خود احساس درد مي‌كند ولي بعد از مدت كوتاهي درد برطرف مي‌شود و دوباره با افزايش كار عضله شروع مي‌شود.

          حساسيت موضعي به وضوح وجود دارد. گاهي قدري تورم مشاهده مي‌شود. تاندون آشيل از جمله تاندونهايي است كه دچار هر دو نوع پارگي ناكامل حاد و مزمن مي‌شود. ولي اين احتمال براي تاندونهايي چون تاندون پاتلا، نزديك كننده دراز (آداكتورلونگوس‌) و وتر عضلات چرخش دهندة ساق نيز مي‌رود.

درمان 

           درمان آسيب نوع حاد به سرما درماني‌، بانداژ فشارنده‌، استراحت و گاهي استفاده از عصا محدود مي‌شود.

           در اين مرحله حتماً بايد با پزشك مشاوره شود.

      به علاوه اينكه از تمريناتي براي تقويت تاندون و عضله استفاده مي‌شود.

      درمان آسيب نوع مزمن مشتمل بر ارايه يك برنامة تمريني منظم مي‌باشد.

      استفاده از بانداژ حمايتي‌، نوار و بريس جهت پيشگيري از ورود فشار به ناحية مصدوم‌، گرمازايي اصل درماني ديگر ضايعات مزمن است‌.

           به روي هم اين چهار عضله را عضلات چرخاننده شانه مي‌نامند و در هفتاد و پنج درصد موارد علت درد شانه التهاب اين عضلات مي‌باشد و بيشتر از همه عضلة فوق خاري در اين امر دخالت دارد.

           شروع ابدوكسيون‌ توسط عضله فوق خاري و دلتوييد مي‌باشد. ضعيفترين نقطة اين تاندون در مقابل التهاب و پارگي حدود يك سانتيمتر دورتر از چسبندگي آن به استخوان بازو مي‌باشد.              

           علت ضعف اين نقطه كمبود عروق خوني و تغذيه‌ايي مي‌باشد، به ويژه جريان خون عروق در حالت ابدوكسيون بين هشتاد و صد و بيست درجه بيشتر مختل شده و در حين تمرينات استاتيك در اين زاويه تاندون عضله آسيب‌پذيرتر است‌.

            بعد از تشخيص پارگي و التهاب اقدامات لازم را به عمل مي‌آوريم و بعد از بازكردن بانداژ الاستيك‌، تمرينات با حركات چرخشي‌، پرتابي و بلند كردن وزنه تا 12 هفته انجام مي‌شود. ولي اگر پارگي التهاب از نظر دور ماند عدم كارآيي تا آخر عمر باقي است‌.

            التهاب عضلة فوق خاري در محل چسبندگي از ضايعه‌هاي شايع در بين ورزش است‌. اين عارضه به علت استفادة بيش از حد از دست در ورزشكاراني كه در رشتة پرتاب ديسك و چكش و وزنه برداري كار مي‌كنند ديده مي‌شود.

       

عضلة دلتوييد

            پارگي عضله دلتوييد پديده‌ايست نادر و معمولاً در بين بازيكنان واليبال‌، فوتبال آمريكايي و وزنه‌برداران ديده مي‌شود. در اكثر موارد به علت ضربه مستقيم به عضله پارگي حادث مي‌شود. پارگي بسيار اندك در تارهاي عضلاني قادر است محدوديت حركت زياد به وجود آورد.   

            التهاب تاندون دلتوييد به علت فعاليت بيش از حد به وجود مي‌آيد و درمان در دو حالت پارگي و التهاب استراحت مي‌باشد.

عضلات سينه‌اي‌

          اين عضله از سطح قدامي فقسه صدري شروع و به سطح قدامي بازو مي‌چسبد. وظيفة عضله چرخاندن و نزديك كردن بازو به سمت سينه و روي سينه است . اين عضله وقتي تحت فشار سنگين مثل پرس سينه با هالتر قرار مي‌گيرد از محل چسبندگي خود به استخوان بازو دچار التهاب و آسيب مي‌شود. درد در هنگام نزديك كردن بازو به بدن‌، تورم و كبودي در روي بازو از علايم پارگي عضله و التهاب آن مي‌باشد. در صورتي كه پارگي كامل وجود داشته باشد درمان جراحي است و بعد از 4 تا 6 هفته تمرينات تونيك ، بعد از 6 ـ 8 هفته تمرينات قدرتي شروع مي‌شود. در پارگي ناكامل تمرينات قدرتي بلافاصله پس از قطع درد شروع مي‌شود.

 

شكل 1ـ9 پارگي عضله سينه‌اي نزديك به محل جسبندگي خود در استخوان بازو

عضلة سه سر

           افتادن روي دست وقتي كه بازو خم باشد باعث پارگي تاندون مي‌شود و گاهي تاندون از محل چسبندگيش جدا مي‌شود. در اين حالت دردي در نوك آرنج احساس مي‌شود كه همراه با يك فضاي خالي ناشي از جدا شدن تاندون است‌. عدم توانايي در صاف كردن بازو از علايم مي‌باشد.

 بازوي تنيس باز

           به‌طور اجمال التهاب تاندونهاي بازكننده ساعد را كه منشأ همة آنها از ناحية فوق لقمه‌اي خارجي استخوان بازو خارجي است تحت نام بازوي تنيس باز نام مي‌بريم‌.

           اين واژه و بيماري آن از ابتداي قرن نوزدهم ميلادي شروع شده است و تنها مربوط به ورزشكاران اين رشتة ورزشي نمي‌باشد بلكه كلية ورزشكاراني كه راكت به دست مي‌گيرند، چنين التهاب و دردي را در طول دوران بازيگري خود احساس مي‌كنند.

          گاهي شاغلين حرفه‌هاي ديگر از قبيل نجاران‌، تكنسينهاي برق كه معمولاًهم از يك دست نسبت به دست ديگر بيشتر استفاده مي‌كنند و به‌طور عمده هم در همان دست دچار مشكل مي‌شوند، تجاربي را درست مشابه تجارب تنيس بازان در مورد بازوي خود نقل مي‌كنند.

          چنين بازيكناني به علت استفاده از مچ به جاي شانه دچار دردهايي هم در قسمت بازو مي‌شوند.

          اگر چه بيماري در افراد 35ـ50 سال بيشتر شيوع دارد 45 درصد ورزشكاراني كه به طور حرفه‌اي بازي مي‌كنند و 25 درصد ورزشكاران آماتور ، به اين مشكل برخواهند خورد.

          مهمترين عضلات درگير در اين پديده بازكننده مچ دستي كوتاه و بعد از آن عضلات صاف‌كنندة مشترك انگشتان راست كننده زنداسفلي خلفي‌زنداعلايي خلفي‌مي‌باشد

شكل 1ـ10 آرنج تنيس باز Elbow Tennis
در چنين حالتي وقتي دست ورزشكار را خم كرده و از ناحية مچ در خلاف جهت مقاومتي كه از طرف او اعمال مي‌شود بچرخانيم‌. دردي در ناحية قسمت فوق لقمه‌ايي احساس مي‌شود (پيكان سفيد) كه در واقع محل التهاب تاندونها را نشان مي‌دهد.

.            به علت كوچك بودن محل چسبيدن عضلات راست كننده به استخوانهاي دور لقمه‌اي‌، كوچكترين نيرويي قادر است بار زيادي توليد كرده و التهاب ايجاد كند.

  بازوي گلف باز

           دقيقاً همان حالتي كه در يك تنيسور ذكر شد براي يك بازيكن گلف هم مصداق دارد، با اين تفاوت كه منشأ درد و بار زياد جايي است كه عضلات خم كننده مي‌چسبند. به همين دليل ما التهاب و درد را در قسمت داخلي بازو، نزديك به سطح بدن خواهيم داشت و از آن تحت عنوان بازوي گلف باز ياد مي‌كنيم ولي اين آسيب فقط مربوط به ورزشكاران اين رشته نمي‌باشد و پرتاب كنندگان نيزه بازيكنان بيس‌بال و حتي خود تنيس بازان حرفه‌اي كه عليرغم به كارگيري تكنيكهاي درست در هنگام زدن سرويس ، در حالتي كه بازو به سمت داخل مي‌چرخد دچار چنين حالتي مي‌شوند.

شكل 1ـ11 طرز محاسبه طول يك محافظ دستة ،39 فاصلة بين خط مياني كف دست تا انتهاي انگشت مياني اندازة صحيح گريپ مي‌باشد. (شكل 1ـ11)

.           علايم شامل درد و حساسيت در اپي كنديلها، ضعف در مچ دست هنگام باز كردن در ماشين يا گرفتن يك فنجان چاي‌، چالاندن يك پارچه و البسة خيس مي‌باشد. اگر از ورزشكار بخواهيم كه انگشتانش را در مقابل مقاومت خارجي مثلاً فشار دست‌، باز كند دردي در قسمت خارجي‌، بازو احساس مي‌كند.

           براي پيشگيري از چنين حالاتي لازم است كه ورزشكار از تكنيك صحيح ضربه زدن به توپ برخوردار باشد. تمريناتش را به صورت قرينه انجام دهد و اگر مشكلي با آرنجش دارد استراحت كرده و از بريس نگهدارندة حرارتي استفاده كند.

 آسيبهاي عضلات وترهاي دست و انگشتان دست‌

            از لحاظ كلي ضايعات اين بخش همانند ضايعات ساير نقاط است و علل ايجاد التهابات و درد و پارگي فرقي با بقية نقاط ندارد، با اين تفاوت كه دست از حيث عملكرد خاصي كه دارد و ظرافتهايي كه در اين عضو نهفته است فوق‌العاده با اهميت است و مي‌بايست در نگهداري و حمايتهايي كه پس از ضربات ورزشي در آن به وجود مي‌آيد حداكثر تلاش و دقت را كرد.      

                 به عنوان مثال هيچ اتفاق خاصي نخواهد افتاد اگر انگشت كوچك پاي ما بشكند كما آنكه 25 درصد افراد در طول زندگي خود مبتلا به چنين حالتي مي‌شوند. ولي در مورد دست آن هم دست يك ورزشكار پينگ پنگ اين قضيه طور ديگري است حتي ممكن است وي تا آخر عمر ديگر قادر به استفاده از راكت نباشد.

    در اينجا چند مورد از آسيبهاي دست را به‌طور خلاصه مطرح مي‌كنيم‌.

انگشت چكشي‌: به دنبال ضايعه در اكستانسور راست كنندة بند انگشت كه در محل چسبيدن به آخرين قسمت انگشت ، رخ مي‌دهد.

    در واقع قسمت اعظم تاندون كه به آخرين بند استخوان مي‌چسبد مي‌تواند به دنبال ضربه آسيب ديده و قسمتي از استخوان زيرش را با خود بكند كه در اين حالت انگشت در قسمت آخر خود افتادگي نشان مي‌دهد و قادر به صاف شدن نيست‌.

شكل 1ـ13 انگشت چكشي‌
در عكس به پارگي سر تاندون عضله راست كنندة بلند انگشت دقت كنيد حتي قسمتي از استخوان نيز با تاندون انگشت جدا شده است‌، ‌.

درمان : بهبودي گاهي خود به خود اتفاق مي‌افتد. اما لازم است كه يك درمان اساسي در همان ابتداي امر توسط دكتر متخصص انجام گيرد.

شكل 1ـ15 ساختمان شماتيك يك عضله‌

      گاه در اثر چنين آسيبهايي عدم ثبات مفصلي هم به وجود مي‌آيد و آن وقتي است كه ليگامان پارگي كامل پيدا مي‌كند.

         در چنين حالاتي لازم است كه يك بانداژ به مدت 2 هفته مورد استفاده قرار بگيرد. و تمريناتي از قبيل خم و راست كردن انگشت مبتلا بدون حركت به جوانب در اسرع وقت شروع شود.

خلاصة بخش اول‌

            عضله و استخوان اساس واحد حركتي بدن را تشكيل مي‌دهند بدين‌صورت كه انقباض عضلات اسكلتي منجر به حركت استخوانها شده و ضامن فعاليت جسم مي‌شوند. در اين مبحث شما با آسيبهايي آشنا مي‌شويد كه منجر به آسيبهاي عضلاني مي‌شود از جمله آسيبهاي عضلاني پارگي عضله مي‌باشد.

           پارگي عضله به از بين رفتن تارهاي عضلاني گفته مي‌شود كه در قسمتي يا قسمتهايي از مسير خود دچار پارگي مي‌شوند.بسته به اين كه اين ضايعه در كدام قسمت از دستجات عضلاني به وجود آيد. از كار افتادگي و ناتواني عضله متفاوت است به شكل زير كه ساختمان يك عضله را نشان مي‌دهد دقت كنيد.  

      

          توجه به اين نكته ضروري است كه عضلات حاوي بافت جوشگاهي‌در مسير خود بعلت فقدان بافت ارتجاعي و عضلاني كه قبل از تمرين گرم نشده‌اند و عضله‌ايي كه بيش از حد از آن كار كشيده باشد و عضله‌اي كه در معرض سرما بوده است بيشتر مستعد پارگي مي‌باشند.

            علايم كلي پارگي عضله شامل درد در هنگام حركت‌، محدوديت حركت‌، فرورفتگي در مسير عضله‌، كبودي و حساسيت موضعي مي‌باشد.

         درمان پارگي كامل عضله نيازمند جراحي و پارگي ناقص استراحت مي‌باشد. اصل كلي درمان RICE كه مخفف كلمات استراحت‌، يخ‌، فشار و بالا نگهداشتن عضو مي‌باشد.

            هماتوم‌هاي داخلي عضلاني با علايم بيشتري خود را نشان مي‌دهند چرا كه در واحد حجم ثابت مرتباً فشار بالاتر مي‌رود. اين افزايش فشار گاهي خود را به صورت سندرم كمپارتمان نشان مي‌دهد. در اين سندرم در اثر بالا رفتن فشار در منطقة خاص شرايين تغذيه‌كننده قدرت تغذيه و خونرساني را از دست مي‌دهند و عضويي كه از شريان فوق تغذيه مي‌شود دچار علايمي از قبيل درد، بي‌حسي‌، رنگ پريدگي‌، فقدان نبض و حالت گزگز مي‌شود. كه پديده‌اي خطرناك مي‌باشد گاه حتي منجر به قطع عضو مي‌شود.

       درمان در 3 روز اول شامل استراحت و سرما درماني است چرا كه كوچكترين حركتي موجب تشديد و يا شروع مجدد خونريزي مي‌شود. و بعد از آن گرما درماني و بانداژ را شروع مي‌كنيم‌.

             پارگي تاندون به دو شكل كامل و ناكامل مي‌باشد. و در پارگي كامل عضله قادر به انتقال نيروي خود به استخوان نيست و در نتيجه حركت مختل مي‌شود. در پارگيهاي ناقص تا حدودي حركت وجود داردولي درد، تورم و حساسيت موضعي در لمس بيشتر مشهود است‌.

    پارگي ناكامل تاندون به دو شكل حاد و مزمن بروز مي‌كند

            مفصل شانه يكي از مهمترين مفاصل بدن مي‌باشد. اين مفصل توسط چهار عضله كه بروي هم عضلات چرخاندة شانه را تشكيل مي‌دهند در جاي خود ثابت شده است و التهاب هر يك از اين عضلات كه بيشتر از همه نيز عضلة فوق خاري مي‌باشد موجب درد بازو مي‌شود.

         مشخصترين علامت التهاب اين تاندون درد در وضعيت ابدوكسيون بين زاوية 80ـ120 درجة بازو مي‌باشد.

        درد در هنگام فعاليت شانه به خصوص وقتي بازو بالاي سطح شانه و به سمت داخل مي‌چرخد نشاندهندة التهاب در تاندون عضلة تحت كتفي است‌. درد و پارگي در عضلة دلتوييد محدوديت زيادي در حركت به وجود مي‌آورد.

        پارگي عضلات سينه معمولاً در پرس سينه با هالتر ديده مي‌شود.

فصل دوم‌
آشنايي با كبودي‌، خون مردگي‌، كوفتگي و شكستگي‌

شكستگي‌

               ضربات وارده به استخوان كه باعث به هم خوردن تداوم تيغه‌هاي استخواني گردد، شكستگي گويند.

        استخوان بافت محكم و نگهدارندة اسكلت بدن مي‌باشد. استخوانها در دورة اولية زندگي جنيني به شكل اولية غضروفي ساخته مي‌شوند و به تدريج با رسوب مواد معدني در آنها اين بافت غضروفي تغيير شكل داده و به شكل استخوان درمي‌آيد.

        بعد از دورة جنيني و تا سالها بعد از تولد مراكز استخوانسازي به وجود مي‌آيند كه مسئوليت رشد استخوانها را تا سن بلوغ به عهده دارند.

     در دورة بزرگسالي مقارن با بلوغ فرد اين مراكز تحت تأثير هورمون رشد قرار گرفته و فعاليت بيشتري پيدا مي‌كنند و به همين جهت رشد قدي در هنگام بلوغ به بيشترين مقدار خود خواهد رسيد. با به پايان رسيدن اين زمان مراكز استخوانساز به استخوانهاي مجاور خود كه مسئوليت رشد آنها را به عهده داشته‌اند جوش خورده و رشد قدي به پايان مي‌رسد. و از اين زمان به بعد ديگر ما رشد قدي نخواهيم داشت‌. استخوان به انواع پهن و دراز تقسیم میشود. استخوانهاي دراز مانند استخوان ران و استخوان پهن مانند استخوانهاي جمجمه مي‌باشد. چنانچه از يك استخوان ران تصوير راديولوژيكي داشته باشيم آن را مانند لولة سفيد خواهيم ديد كه لاية خارجي متراكم و سفيد رنگ را كورتكس‌استخوان و لاية داخلي و قطر را مدولاي‌استخوان مي‌ناميم‌. در داخل مدولا مغز استخوان قرار گرفته است كه مسئوليت ساختن عناصر خوني را به عهده دارد.

 هرگونه قطع‌شدگي در امتداد كورتكس استخوان شكستگي ناميده مي‌شود

ج‌) شكستگي مركب‌: اين نوع شكستگي را شكستگي باز7 نيز مي‌ناميم‌. و علت اين نامگذاري تماس خط شكستگي و استخوان با فضاي آزاد سطح پوست مي‌باشد در واقع ضربه‌ايي كه قادر به شكستگي استخوان گرديده است در سطح پوست نيز زخمي را ايجاد كرده كه حفرة شكستگي به راحتي با سطح پوست در تماس است‌.

 د) شكستگي چند تكه‌اي‌: شكستگي كه در آن قطعات شكسته بيش از 2 قطعه بزرگ و چند قطعه كوچك باشند. به زبان ساده در اين حالت استخوان خرد شده است‌.

 

           شكستگيهاي ناشي از خستگي يا استرس در اين تقسيم‌بندي قرار نمي‌گيرند ‌. اين شكستگيها به‌طور عمده مربوط به اندام تحتاني بوده و در اثر نيروي واحد به وجود نمي‌آيند. مثالهاي اين نوع ضربات را در دونده‌هاي ماراتون و سربازان صف رژه مي‌بينيم‌.

 شكستگي باز و بسته‌

       شكستگي باز و بسته را در انواع شكستگي توضيح داديم‌. تفاوت اين دو شكستگي در ارتباط آنها با سطح پوست مي‌باشد كه در نوع اول اين ارتباط برقرار است و در نوع ديگر چنين ارتباطي وجود ندارد.

    هر زخمي در سطح پوست استخوان شكسته دال بر شكستگي باز نيست‌.

شكل 2ـ1 اشكال

     التيام و بهبودي شكستگي‌

         با اتفاقي كه در استخوان به وجود خواهد آمد مقداري از عروق خوني پاره مي‌شوند و خونريزي مي‌كنند. تجمع خون در زير ضريع استخوان و افزايش فشار در آن منطقه و روند انعقادي خونريري را متوقف مي‌سازد و هرگونه دستكاري در منطقه باعث خونريزي مجدد مي‌شود. با تشكيل لختة خوني كه قدم اول در تشكيل استخوان جديد خواهد بود مقداري از استخوانهاي خرد شده در محل ضايعه كه عروق خوني خود را از دست داده‌اند و فاقد تغذيه شده‌اند شروع به نکروز و سیاه شدن می کنند .

     شكستگي ناشي از فشار

         شكستگي ناشي از فشار مشابه آنچيزي است كه ما در به هم خوردن آرايش مولكولي فلزات و شكستن آنها در اثر فشار خواهيم داشت‌.

            شكستگي ناشي از فشار به‌طور عمده در استخوانهاي انگشتان پا بيشتر دوم و سوم‌، نازك ني (فيبولا) و درشت ني (تيبا) ديده خواهد شد. معمولاً در قهرماناني كه براي مدتي ورزش حرفه‌اي را كنار گذاشته‌اند و مجدداً به آن برمي‌گردند و به‌طور مكرر و با شدت تمرينات را از سر مي‌گيرند.

.

            اين حالت ديده مي‌شود نام ديگر اين شكستگي ناشي از رژه‌نام دارد. سربازان يك پادگان كه تحت فشار عمليات رژه را انجام مي‌دهند اغلب دچار درد در ناحية كف پا مي‌شوند. كه معمولاً ناشي از استرس تمرينات و به دنبال آن شكستگي خستگي مي‌بتظاهرات اين شكستگي به اين شكل است كه فرد با درد در ناحية انگشتان پا كه در معاينه حساس و دردناك است با فعاليت بدتر مي‌شود و با استراحت بهتر مي‌شود

           

آشنايي با كوفتگي‌

           از لحاظ آكادميك لغت كوفتگي تقريباً نامأنوس است و اين در حالي است كه ما به كرات با اين لغت در ميادين ورزشي و پس از ورزشهاي سنگين برخورد مي‌كنيم حتي در بسياري از موارد عوام از آن استفاده مي‌كنند.

         حقيقت امر اين است كه آنچه كوفتگي ناميده مي‌شود حاصل يك فرآيند بيوشيميايي نسبتاً پيچيده در بدن مي‌باشد و با حالاتي شبيه خستگي و بي‌حوصلگي كاملاً متفاوت است‌.

            براي اينكه مفهوم اين كلمه را متوجه شويد لازم است كه حتماً فرآيندي را كه عضله انرژي لازم براي انقباض خود را حاصل مي‌كند، بدانيد.

           انرژي لازم براي انقباض عضله همان‌طور كه از فيزيولوژي ورزشي به خاطر داريد از طريق تبديل ATP «آدنوزين تري فسفات‌» به ADP «آدنوزين دي فسفات‌» حاصل مي‌شود.

            به اين ترتيب شما خواهيد ديد كه تمام عوامل انرژي‌زا يا سهيم در فرآيند متابوليسم به سهولت در اختيار عضله قرار خواهند داشت‌.

             مكانيسم بي‌هوازي يا لاكتات‌انرژي اوليه انقباض را فراهم مي‌آورد. ATP ايي كه به‌طور مكرر بازسازي شده و در اختيار اين سيستم قرار مي‌گيرد از CP كراتين فسفات و تا حدودي هم از گليكوليز هوازي تأمين مي‌شود.

            ادامه يافتن تمرينات سنگين توسط ورزشكار باعث مي‌شود كه ذخيرة گليكوژن عضله به سرعت به قند گلوكز تبديل شده و در مسير سوخت و ساز بي‌هوازي به لاكتات و فسفات ختم شود.

نمودار 1ـ2 : مكانيسم تغذيه و سوخت و ساز سلولي‌

             در مورد ورزشهايي مثل جاگينگ‌كه حركات و انقباضات در زير سطح تحمل و قدرت عضله است اين پديده انرژي خود را از چربي و قند مي‌گيرد. اما اگر ورزشهاي سنگينتر و سريعتر باشد عضله سوخت خود را از چربي به سمت قند سوق مي‌دهد.

كبودي و هماتوم‌

            متعاقب ضربة وارد شده به بدن براي مثال ضربات مشت يا بازداشتن حريف با دست در فوتبال و ضربات چوب هاكي روي يخ بسته به ضخامت پوست‌، سن و شرايط مختلف ديگر معمولاً تغيير رنگي در پوست حادث مي‌شود كه به رنگ قرمز و بنفش در خواهد آمد و از آن تحت عنوان كبودي ياد مي‌كنند.

            اما عامل به‌وجود آورندة كبودي چيست‌؟ و چه اتفاقي بعد از ضربه وجود مي‌آيد كه باعث تغيير رنگ پوست مي‌شود؟ پديده‌ايست كه به اختصار در زير صحبت مي‌شود.

            هميشه ضربه به دنبال خود عوارضي را ايجاد مي‌كند كه يكي از آنها ضايعه و پارگي در نسوج ناحيه‌ايست كه ضربه به آن وارد شده است‌. بسته به شدت ضربه مقداري از عروق زير جلدي پاره مي‌شوند.

             با پاره شدن عروق خون موجود در آن خارج مي‌شود. اين خون حاوي رنگدانه‌اي به نام هموگلوبين است كه عامل اصلي تغيير رنگ پوست مي‌باشد.

در مورد هماتوم روند اصلي همين مي‌باشد با اين تفاوت كه در هماتوم معمولاً يكي از شرايين بدني پاره مي‌شود و در زير پوست يا حتي اعضاي داخلي‌تر براي مثال بين دو عضله در عمق خونريزي مي‌كند.

             بعد از مدتي فشار در حجم مورد نظر بالا رفته و بالا رفتن فشار روي شريان فشار آورده و خونريزي را متوقف مي‌كند از طرفي عواملي كه در انعقاد خون مؤثرند وارد عمل شده و  خونريزي متوقف مي‌شود.

            در اين حالت كيسه‌اي از خون به وجود آمده است كه بعدها دستخوش تغييراتي مشابه با آنچه در مورد كبودي ديديم مي‌شود، اما به علت حجم خون با كبودي تفاوتهايي دارد.

            هماتوم در نسوج نرم و عموماً عضله ايجاد مي‌شود. برحسب محل تجمع خون در فضاي عضله و يا خارج آن هماتوم را به دو دستة كلي تقسيم مي‌كنيم‌.

       الف‌) هماتوم داخل عضله‌

       ب‌) هماتوم بين عضله

      

خلاصه فصل دوم‌

شكستگي در واقع تغيير تداوم استخواني به علت ضربه است‌.

       استخوانها در بدو تولد به صورت اسكلت غضروفي هستند و مسئوليت رشد آنهابه عهدة مراكز استخواني مي‌باشد بعد از بلوغ اين مراكز استخوانها به نزديكترين استخوانهاي مجاور خود جوش مي‌خورند و صفحه‌هاي رشد براي هميشه بسته مي‌شوند.

نواع شكستگي از نظر تقسيم‌بندي به 4 گروه عمده تقسيم مي‌شود.

      الف‌) شكستگي ساده به صورت يك خط راست يا مايل در عرض استخوان قرار مي‌گيرد.

      ب‌) شكستگي تركه‌اي شكستگي كه در آن خط شكستگي تمام عرض استخوان را طي نمي‌كند و فقط يك كورتكس را در بر مي‌گيرد.

      ج‌) شكستگي مركب شكستگي است كه با سطح بدن تماس دارد.

       د) شكستگي چند تكه‌ايي شكستگي است كه در آن قطعات شكسته بيش از 2 قطعه بزرگ و قطعات كوچك متعدد وجود داشته باشد.

            زمان لازم براي جوش خوردن از پيش تعيين شده نيست و بسته به سن بيمار نوع استخوان و جريان خون و بي‌حركتي در قطعات شكسته دارد. زمان ترميم با سن نسبت مستقيم و جريان خون نسبت عكس دارد. بي‌حركتي باعث تشديد اين پديده مي‌شود. استخوان بلند زمان بيشتري براي ترميم مي‌خواهد.

                         هماتوم به كيسة خوني اطلاق مي‌شود كه به دنبال ضربه ، يكي از شرايين زير جلدي و داخل عضلاني پاره شده و خونريزي ناشي از آن در فضايي مابين مجاورت شرايين تجمع حاصل كند.

      

فصل سوم‌
آشنايي با دررفتگي و كشيدگي‌

      آشنايي با دررفتگي‌

      تعريف دررفتگي : اگر ضربه وارده به مفصل به قدري شديد باشد كه باعث پارگي رباطهاي نگاهدارندة مفصل شود سطوح مفصلي جابه‌جا مي شود و به اصطلاح مفصل درمي‌رود.

      دررفتگيها هميشه در سطوح مفصلي اتفاق مي‌افتند و به حالتي اطلاق مي‌شود كه بعد از آن راستاي قبلي استخوانهاي مربوطه تغيير يافته باشد. به زبان ساده‌تر اگر يك مفصل آرنج را كه در حالت طبيعي (وقتي كه ساعد كاملاً صاف قرار گرفته‌) در نظر بگيريم و خطي رسم كنيم كه از وسط استخوان بازو بگذرد امتداد آن خط از وسط محور ساعد مي‌گذرد و اين يك حالت طبيعي و هميشگي است‌.

  ثبات مفصلي‌

           سطوح مفصلي‌، ليگامانها، عضلات اطراف مفصل و بالاخره فشار جو عوامل تماس دربردارندة مفصل مي‌باشند اهميت هر يك از اين عوامل بر حسب نوع مفصل فرق مي‌كند به اين ترتيب كه مثلاً در مفصل ران حفره عميق مفصلي و شكل تقريباً كروي سراستخوان محور به خودي خود مانع قويي در برابر جابه‌جايي مفصل مي‌باشند.

           در مفصل آرنج شكل استخوان‌، ثبات مفصل را به وجهي معقول تأمين مي‌كند. از سوي ديگر، مفاصل انگشتان و مفصل زانو استحكام خود را مديون ليگامانهاي خود مي‌باشند و استحكام مفصل شانه تا حد زيادي به عضلات اطراف آن بستگي دارد. 

شكل 3ـ2 تصوير زیر تفاوت در رفتگي كامل و ناقص مفصل را نشان مي‌دهند. الف ـ وضع طبيعي مفصل : تطابق سطوح مفصلي طبيعي است‌. ب ـ در رفتگي ناقص : از بين رفتن نسبي و ناقص تماس بين سطوح مفصلي‌. ج ـ در رفتگي كامل‌: از بين رفتن كامل تماس بين سطوح مفصلي‌.

     ضربه شايعترين علت در رفتگيهاي كامل و ناقص مي‌باشد و هر مفصلي مي‌تواند گرفتار شود.

   مفاصلي كه بيشتر دچار ضايعه مي‌شوند عبارتند از: شانه‌، ران‌، آرنج و مچ پا، مفاصل انگشتان‌.

‌.

     دررفتگي هميشه با درجاتي از آسيب ليگامانهاي محافظ و كپسول مفصلي همراه است‌. معمولاً كپسول و يا ليگامان پاره مي‌شوند و در نتيجه انتهاي مفصلي يكي از استخوانها از محل پارگي بيرون مي‌زند.

    طبيعي است كه عوارض دررفتگي تا حدود زيادي شبيه عوارض شكستگي باشد به خصوص شكستگيهاي اطراف مفصل‌، در زير عوارض دررفتگيها را فقط نام مي‌بريم .

    1. عفونت (به خصوص بعد از دررفتگي باز) .

    2. ضايعات نسوج نرم (شرايين و اعصاب‌) .

    3. نكروز6 يكي از انتهاهاي مفصلي استخوان در اثر آسيب عروق مشروب كنده آن .

    4. بي‌ثباتي دايمي مفصل كه منجر به دررفتگي مكرر مي‌شود (به‌خصوص در مورد مفصل مچ پا اين مسئله بسيار ديده مي‌شود).

    5. خشكي مفصل ناشي از چسبندگي داخل مفصل يا دور مفصل‌.

    6. آرتروز ناشي از آسيب غضروف مفصلي يا عدم تطابق دايمي سطوح مفصل‌.

 

كشيدگي‌و پيچ‌خوردگي‌

    از آسيبهاي ورزشي بسيار شايع كه شايد همة ما آن را در مفصل مچ پا ديده باشيم‌. در اينجا بايد بگوييم كه هرگاه صحبت از كشيدگي و پيچ‌خوردگي مي‌شود لغت مترادف آن يعني رگ به رگ شدن را نيز بايد مد نظر داشت‌. ترجيحاً آسيب را به صورت پيچ‌خوردگي و رگ‌به‌رگ بررسي مي‌كنيم‌.

فشار وارد بر رباطهاي مفصل اگر بيش از حد تحمل آنها باشد موجب پيچ‌خوردن و رگ‌به‌رگ شدن مي‌شود. در صورتي كه ضربه خفيف باشد و فقط باعث كش آمدن رباطها و پارگي مختصر و ريزبين آنها شود پيچ‌خوردگي و اگر فشار شديد باشد و باعث پارگي رباطها شود ولي منجر به دررفتگي نگردد رگ‌به‌رگ شدن ناميده مي‌شود.

پيچ‌خوردگي به دو شكل حاد و مزمن وجود دارد.

 پيچ‌خوردگي حاد به دنبال آسيب ناگهاني ايجاد مي‌شود

 كشيدگي و پيچ‌خوردگي مزمن در اثر فشار مداوم و طولاني ايجاد مي‌شود.

بررسي اختصاصي دررفتگي چند مفصل‌

دررفتگي مفصل شانه‌

    شايعترين دررفتگي مي‌باشد در ورزشكاران هندبال‌، حاكي روي يخ‌، فوتبال آمريكايي‌، راكَبي‌، كشتي به كرات ديده مي شود.

    وقتي يك ورزشكار در حالي كه دست را حايل بدن كرده به زمين مي‌خورد و بازو در وضعيت دور شده و چرخيده به بيرون قرار گرفته باعث خروج سراستخوان بازو از حفره مي‌شود. و اين دررفتگي به سمت جلو است‌.

     عموماً دررفتگيها قدامي هستند و 90 درصد موارد را تشكيل مي‌دهند.

    وقتي ورزشكار از زمين بلند مي‌شود ديگر قادر نيست دست آسيب ديده‌اش را حركت دهد و از دست ديگر براي نگاهداري عضو مصدومش استفاده مي‌كند.

شكل 3ـ3 دررفتگي قدامي مفصل شانه‌، كه توأم با ضايعات وسيع نسج نرم نگهدارندة اطراف مفصل مي‌باشد. به فاصلة بين سطح نقطه‌چين و سطح ممتد دقت شود تفاوت اين دو سطح به علت نبودن سراستخوان بازو در جاي اصلي خودش مي‌باشد.

^^

دررفتگي مفصل اخرمي و چنبري‌

اين دررفتگي از مسايل شايع در ورزشهاي تماس و اسكي و كشتي مي‌باشد.

مفصل فوق توسط ليگامان محافظت مي‌شود. در واقع ثبات اين مفصل به سلامتي سه ليگامان بستگي دارد.

الف‌) ليگاماني كه از زايدة اكروميون به ترقوه وصل است‌.

ب‌) ليگاماني كه از زايدة كوراكوييد به ترقوه وصل است‌.

ج‌) رباطهاي ذوزنقه‌ايي‌

شكل 3ـ5 
الف‌) شمايي از ناحية شانه‌، تصوير داخل مربع يك مفصل طبيعي بين ترقوه و جناغ است‌.
ب‌) مفصل طبيعي بين ترقوه و جناغ به موقعيت عروق كه درست در پشت اين مفصل قرار گرفته‌اند و به سمت سر و بازو مي‌روند توجه كنيد.
ج‌) دررفتگي ناكامل اين مفصل نشان داده شده است‌. پارگي رباطها و كپسول اطراف مفصل مشخص است‌.
د) دررفتگي كامل خلفي مفصل نشان داده شده است‌.

شكل 3ـ6 نمايي از دررفتگي مفصل آرنج‌

شكل 3ـ7
الف‌) دررفتگي استخوان هلالي (لونيت‌)
ب‌) دررفتگي استخوان همراه با مجاورت و فشار به عصب مدين‌

دررفتگي در مچ دست‌

دررفتگيهاي استخوان مچ در ورزش نادر است‌. اما از اين جهت كه درمان سريع و به موقع آنها در بهبود و بازيافتن كاركرد اوليه نقش بسزايي دارند خيلي مهم هستند.

 دررفتگي شايع در استخوان مچ دست‌، دررفتگي استخوان هلالي‌مي‌باشد. (شكل 3ـ7)

 

شكل 3ـ8 عكس راديولوژيك از دررفتگي بند دوم انگشت دوم ‌.

دررفتگي مفاصل انگشت‌

آسيبي است شايع‌، كه اغلب بازيكنان تيم هندبال‌، بسكتبال و واليبال دچار آن مي‌شوند. در 80 درصد موارد انگشت كوچك يا شصت دچار آن مي‌شوند.

در مواردي كه دررفتگي طرفي وجود دارد، ليگامانهاي سمت مخالف ضايعه ديده‌اند. در مواردي دررفتگي خلفي به پشت دورسال وجود دارد هر دو ليگامان طرفي دچار ضايعه مي‌باشند.

علايم اين دررفتگي درد و اختلال كاركرد، تغيير شكل در مفصل مي‌باشد. مفصل مي‌بايست جاانداخته شود و معمولاً بي‌حركتي احتياجي نيست‌.

شكل 3ـ9 دو نوع نگهدارندة استخوان كشكك‌. هردو نوع از دررفتگي استخوان و ضايعه مفصلي بين استخوان كشكك و ران جلوگيري مي‌كند.

دررفتگي استخوان كشكگ‌

اين دررفتگي معمولاً در اثر ضربة مستقيم حادث مي‌شود و بيشتر وقتي به وجود مي‌آيد كه زانو خم‌شده‌است‌وعضلةچهارسرمنقبض‌است‌.از ورزشكاران بيشتر فوتباليستها به آن مبتلا مي‌شوند.

صرفنظر از ضربه‌، علت ديگر دررفتگي كشكك‌، تغيير جهت حركت كه پا به‌طور ناگهاني صاف شود. در دررفتگي كشكك از حفرة خود خارج شده و به سمت خارج منحرف مي‌شود.

پس در مشاهده يك مصدوم تغيير شكلي مشهود در زانو داريم و كشكك را در كنارة بيروني زانو مي‌بينيم‌. زانو تورم دارد و حركات زانو از بين رفته‌اند.

دررفتگي كشكك‌با ضايعات ديگر زانو مثل پارگي مينيسك و ليگامان همراه است‌. انباشته شدن خون در زانو و حساسيت در كنارة داخلي كشكك وجود دارد. كه علت تجمع خون پارگي قسمت داخلي كپسول است‌.

شكل 3ـ10 تصوير بالا نشان مي‌دهد كه چرا استخوان كشكك بعد از دررفتن به سمت خارج زانو تغيير مكان مي‌دهد. راستاي نيروها كشكك را به سمت خارج مي‌راند. به علت قدرت عضلة چهار سر  برتريت آن هنگام دررفتگي استخوان كشكك به سمت خارج و بالا تغيير محل مي‌دهد.

 

شكل 3ـ11 ضايعه مينيسك داخلي‌

علايم پارگي مينيسك خارجي‌

علايم آن تا حدود زيادي شبيه مينيسك  داخلي است‌، ولي كمتر مشخص است‌. درد در قسمت خارجي مفصل وجود دارد ولي اغلب مشخص كردن محدودة آن به‌طور دقيق ممكن نيست‌.

شكل 3ـ12 پارگي مينيسك  خارجي همراه پارگي هر دو ليگامان صليبي قدامي و خلفي و پارگي ليگامان خارجي زانو

ضايعات ليگامانهاي زانو

اين آسيب در ورزشكاران بسيار شايع است و اغلب مسايل جدي و خطيري ايجاد مي‌كند كه نقص دايمي را به دنبال دارد.

ضايعات ليگامانهاي زانو را به چهار گروه عمده تقسيم مي‌كنيم‌:

1. پارگي ليگامان داخلي‌

2. پارگي ليگامان خارجي‌

3. كشيدگي‌يا پارگيهاي ناكامل‌

4. پارگيهاي ليگامانهاي متقاطع‌

شكل 3ـ13 ضايعة ليگامان داخلي و خارجي‌

   پارگي ليگامان داخلي‌

      در اثر ضايعه‌ايي ايجاد مي‌شود كه باعث ابدوكسيون درشت ني روي ران شود. بايد بدانيم ابدوكسيون شديد ممكن نيست مگر همراه با پارگي كپسول و رباطهاي متقاطع‌. البته احتمال پارگي مينيسك  داخلي هم مي‌رود ولي كمتر اين اتفاق مي‌افتد.

       زانو اغلب به علت تجمع مايع خون‌آلود دچار تورم مي‌شود. حساسترين نقطة مسير ليگامان داخلي و معمولاً انتهاي فوقاني نزديك اتصال آن به ران است‌.

      درمان معمولاً گچ گرفتن است و بايد شش هفته پا را در گچ قرار داد و سپس بعد از بازكردن گچ سريعاً به پا ورزش داد. نوع ديگر درمان نيز جراحي است‌. كه البته بعد از آن نيز بايد گچ گرفت‌.

شكل 3ـ14 در عكس روبه‌رو ليگامان جانبي خارجي ديده مي‌شود

پارگي ليگامان خارجي‌

پارگي ليگامان خارجي بسيار كمتر از پارگي ليگامان داخلي ديده مي‌شود. اين ضايعه در اثر نيرويي كه موجب آدوكسيون درشت ني روي ران مي‌شود حادث مي‌شود. در پاره‌اي از اين‌گونه ضايعات ليگامان خود ضربه و فشار را تحمل مي‌كنند ولي اتصال استخوان آن در سر نازك ني همراه با قطعه‌اي از استخوان كنده مي‌شود.

شكل 3ـ15 
الف‌) در يك صدمه شديد زانو ليگامان صليبي قدامي پاره شده است‌.
ب‌) در يك ضربة شديدتر، ليگامان صليبي خلفي نيز پاره شده است‌. به علاوه ضايعات در مينيسك  داخلي و ليگامان جانبي و داخلي پارگي در ليگامان صليبي قدامي هم مشهود است‌.

پارگي ليگامانهاي متقاطع‌

ليگامانهاي متقاطع گاهي همراه با ليگامانهاي داخلي يا خارجي دچار پارگي مي‌شود. ممكن است پارگي فقط در يكي از ليگامانها ديده شود. پارگي ليگامان قدامي زماني رخ مي‌دهد كه در اثر ضربه انتهاي فوقاني درشت ني نسبت به ران به جلو رانده شود يا زانو در حالت بيش از حد راست درآيد. ليگامان خلفي نيز در اثر نيرويي كه سرفوقاني درشت ني را به عقب مي‌راند دچار پارگي مي‌شود.

ليگامان قدامي متقاطع از لغزش قدامي درشت ني و ران و ليگامان خلفي از لغزش خلفي جلوگيري مي‌كند.

كشيدگي ليگامان داخلي يا خارجي‌

     نيرويي كه براي پاره كردن كامل ليگامان كافي نباشد ممكن است سبب پارگي ناقص يا كشيدگي شود. هر يك از ليگامانهاي داخلي يا خارجي (همراه با كپسول مجاور) ممكن است گرفتار شوند. ليگامان داخلي توسط نيرويي كه باعث آبدوكسيون درشت ني روي ران مي‌شود دچار كشيدگي مي‌شود، در حالي كه ليگامان خارجي توسط نيروي آدوكسيون ، كشيدگي ليگامان داخلي بسيار شايعتر است‌.

    زانو در محل ليگامان آسيب ديده دردناك است و ممكن است متورم شود. در لمس ليگامان آسيب ديده حساسيت موضعي وجود دارد. فلكسيون و اكستانسيون زانو چند درجه محدود شده است و اين به علت دردي است كه در اثر سفت شدن ليگامان ايجاد مي‌شود.

 

    فشار وارد بر رباطهاي مفصل اگر بيش از حد تحمل آنها باشد موجب پيچ‌خوردن و رگ‌به‌رگ شدن مي‌شود. در صورتي كه ضربه خفيف باشد و فقط باعث كش آمدن رباطها و پارگي مختصر و ريزبين آنها شود پيچ‌خوردگي‌و اگر فشار شديد باشد و باعث پارگي رباطها شود ولي منجر به دررفتگي نگردد. رگ‌به‌رگ شدن‌ناميده مي‌شود.

    شايعترين دررفتگي در بدن در مفصل شانه اتفاق مي‌افتد كه معمولاً از نوع قدامي نيز مي‌باشد. عدم حركت دادن عضو مبتلا به همراه عدم تقارن و از بين رفتن گردي طبيعي در موضع شانه از علايم اين دررفتگي مي‌باشد.

   دررفتگي در مفصل اخرمي ـ چنبري به دنبال زمين خوردن روي شانه پديد مي‌آيد و شدت ضايعه بسته به شدت سه ليگامان نگاه دارندة مفصل خواهد داشت‌. اگر هر سه ليگامان پاره باشد با يك دررفتگي كامل مواجه هستيم‌.

      هنگامي كه زانو خم شده و عضله چهار سر در انقباض قرار مي‌گيرد يك ضربه قادر است كه كشكك را از جاي خود خارج كند. البته تغيير جهت حركت پا به‌طوري كه پا ناگهان صاف شود يكي ديگر از مكانيسمهاي ابتلا مي‌باشد. در ظاهر تورم و تغيير شكل در زانو داريم و كشكك در كنارة بيروني زانو قرار مي‌گيرد.

    آسيبهاي زانو كمتر از نوع دررفتگي مي‌باشند چرا كه اين مفصل توسط ليگامانها و رباطهاي بسيار قوي و متعددي حفظ مي‌شود. اما تعدد اين عناصر خود باعث آسيبهاي متعددي در اين ناحيه مي‌شود.

   از جملة اين ضايعات پارگي مينيسكها در هنگام اعمال يك نيروي پيچشي در حالت خم و نيمه خم مي‌باشد. پارگي مينيسك داخلي به علت سطح چسبندگي بيشتر از مينيسك  خارجي ديده مي‌شود.

فصل چهارم‌
مراقبتهاي كلي در رابطه با آسيبهاي متداول در ورزش

مراقبتهاي كلي در رابطه با آسيبهاي متداول در ورزش

  احيأ مرگ ناگهاني‌يكي از ضايعات ورزش در هر سني است كه البته فقط منحصر به ورزشكاران نمي‌باشد و يك فرد عادي هم مي‌تواند مبتلا به آن شود. مرگ ناگهاني يك پديده بسيار نادر است‌.

مرگ ناگهاني يك مرگ غيرمنتظره و بدون ارتباط با ضربه و بيماري است كه در مدت يك ساعت پس از بروز علايم به‌وقوع بپيوندد.

علل اصلي مرگ ناگهاني به واقع بسيار متعددند و مربوط به مغز، سيستم تنفس ، گردش خون و قلب و غيره مي‌شوند. از اين ميان شايعترين علت قلبي مي‌باشد كه عموماً مربوط به اختلالات ريتم قلب به صورت «تاكي آريتمي‌» مي‌باشد.

مطالعات آماري نشان داده‌اند كه مرگهاي ناگهاني بين سن 20 ـ 60 سالگي بيشتر ديده مي‌شوند، ولي افراد كه ورزشهاي سخت و تمرينات سنگين دارند در سنين پايينتري مبتلا مي‌شوند.

      

       شايد توضيحات فوق اين فكر را كه هر فردي با ورزش سالمتر است زير سئوال ببرد. اما حقيقت اين است كه اين نوع مرگ كه در ورزشكاران ديده مي‌شود به نسبت خيلي بيشتر در يك فرد غيرورزشكار ديده مي‌شود و چنانچه ورزشكاري اصول اولية تمرينهارا به درستي رعايت كند و فشار بيش از حد تحمل به خود نياورد كمتر با اين پديده درگير خواهد شد.

       اغلب مرگها با يك بيماري قلبي قبلي و زمينه‌اي در ارتباطند و ورزش و تمرين عامل اصلي آنها نيستند. ولي در بعضي اوقات ديده شده كه ورزشكاران قبل از شروع ورزش تجربه‌اي از ناخوشي و مريضي دارند و عليرغم آن تمرينات را شروع مي‌كنند در حالي كه اين امر بسيار غلط مي‌باشد و چنانچه ورزشكاري احساس ناخوشي دارد و يا مريضي خاصي همچون عفونت و سرماخوردگي و مانند آن در خود احساس مي‌كند تا بهبودي كامل نمي‌بايست به تمرينات برگردد.

      

اصول احياي قلبي ريوي‌

احياي قلبي ريوي شامل اقدامات ابتدايي و اقدامات پيشرفته براي حفظ زندگي بيمار است‌. در حين بررسي يك ورزشكار مشكوك به مرگ ناگهاني و ايست قلبي اول بايد به سرعت اثبات كرد كه بيمار به تحريكات پاسخ نمي‌دهد و تنفس نمي‌كند اگر نبض وجود نداشته باشد، ممكن است از وارد كردن يك ضربه به ناحية جلوي قلب در وسط استرنوم‌استفاده شود.

بايد دهان و حلق‌، بيمار را به دقت نگاه كرد تا از عدم وجود انسداد ، اطمينان حاصل شود. گاهي ديده شده است كه يك ورزشكار در هنگام فعاليت خود يك آدامس در دهان داشته كه متعاقب يك تنفس عميق ناخواسته آن را به ناي خود فرستاده و موجبات خفگي خود را فراهم آورده است‌.

ضايعات بافت نرم و اقداماتي كه در برخورد با آن بايد انجام داد.

ضايعات بافت نرم شامل عضله‌، وتر، رباط، عروق مي‌شود.

متعاقب ضربه يا ضايعه در هر يك از اين بافت عروق دچار پارگي مي‌شوند و خونريزي حادث مي‌شود، خونريزي باعث تورم شده و اين روند باعث افزايش فشار در بافت مي‌شود افزايش فشار بافت باعث تحريك و حساسيت آن مي‌شود كه از عوامل مهم ايجاد درد خواهد بود خونريزي‌، تورم و افزايش فشار هر سه عواملي مي‌باشند كه در روند درمان تأثير بسزايي دارند.

شكل 4ـ1 مراحل اصلي در احياي قلبي ريوي‌
الف‌) مطمئن باشيد كه مصدوم يك راه هوايي باز دارد.
ب‌) بلافاصله احياي تنفسي را شروع كنيد.
ج‌) نبض كاروتيد را درست در روي سيب آدم لمس كنيد.
د) اگر نبضي به دست شما نخورد ماساژ قلبي را شروع كنيد. در ازاي هر 5 فشاري كه به قفسة صدري وارد مي‌آوريد يك تنفس مصنوعي بدهيد. در هر دقيقه مي‌بايستي 60 ماساژ و 12 تنفس انجام دهيد.

سرما درماني‌

درمان با يخ بهترين و ساده‌ترين و عموميترين روشي

 است كه براي تسكين درد به كار گرفته مي‌شود.

استفادة صحيح از يخ باعث كاهش خونريزي و در نتيجه تورم و در نهايت درد مي‌شود.

چندين راه حل براي استفاده از موارد سرمازا وجود دارد. در صورت امكان از تكه‌هاي يخ داخل يك كيسه پلاستيك استفاده مي‌كنيم عمر اين يخها بستگي به درجه حرارت محيط دارد.. لازم به تذكر است كه آب و يخ را هيچكدام نمي‌توان روي يك زخم باز قرار داد و حتماً با پوشش استريل و همراه با استفاده از يك محفظه از آن كمك مي‌گيريم‌.

              سرما و گرما درماني توأم‌

      ا ستفاده از سرما براي مسدود كردن جريان خون به داخل و خارج است‌. اثر مشابهي ناشي از كاربرد سرما و گرما به‌طور متناوب به دست آمده كه با توجه به راحتي و سهولت درمان به تدريج جايگزين سرمادرماني مي‌شود. تنها ايراد اين روش عدم كارايي در ساعات اوليه به‌خصوص در ميادين ورزشي مي‌باشد. زمان جابه‌جايي و به‌كارگيري اين دو روش حرارتي 15 دقيقه مي‌باشد و 3 تا 4 بار در روزمي‌توان از آن استفاده كرد.

        در اين روش زمان بازيابي فعاليت عضو و برگشت به شرايط ايده‌آل بسيار كوتاهتر مي‌شود.

 

      بانداژ كششي‌

      در آسيب بافت نرم‌، به موازات استفاده از سرما ، بايد جهت فشردن از بانداژ محكم نيز استفاده شود. هدف ايجاد فشار متقابل نسبت به خونريزي مي‌باشد مي‌توان به‌طور توأم از يك كيسة يخ و يك باند الاستيك استفاده كرد تا هم يخ در مجاورت پوست قرار نگيرد و هم در جاي خود ثابت شود و هم توسط بانداژ فشار متقابل روي بافت ايجاد كرده باشيم‌.

استفاده از كيسة يخ روي منطقة آسيب ديده‌

بالا نگهداشتن‌به‌منظور كاهش تورم‌

       يك بافت ضايعه ديده بسته به ميزان و نوع ضايعه و آسيب از خود مايع ترشح مي‌كند اگر مايع به اندازة كافي باشد شما تورم را خواهيد ديد.

      اين مايع معمولاً از جنس خون مي‌باشد ولي در بعضي مواقع مي‌تواند يك اگزودا ترشحي مثل آب آوردن مفصل زانو باشد لزوماً جنس خوني مايع باعث قرمزي و يا تغيير رنگ پوست به رنگ خون نمي‌شود. اگر مايع در سطوح خارجي و درست زير پوست تجمع كند شما قرمزي و كبودي را خواهيد ديد. و همان‌طور كه قبلاً بحث شد گاهي خون در كمپارتمانهاي داخلي جمع مي‌شود و ما فقط تورم آن را مي‌بينيم و هيچگونه تغييري در رنگ ظاهري پوست به وجود نمي‌آيد.

.

گرمادرماني‌

به‌كارگيري حرارت‌

        استفاده از گرما در مراحل اولية درمان جز اينكه عروق را متسع كند و خونريزي را بيشتر كند و مانع انعقاد بشود و تورم را تشديد كند، حاصل ديگري ندارد. بنابراين مي‌توان گفت گرما درماني در كمكهاي اوليه هيچ نقشي ندارد و در 48 ساعت اول نبايد از آن استفاده كرد. بلكه استفاده از گرما بهتر است توسط يك پزشك مجرب جهت رفع سفتي‌و شروع راحتي‌استفاده گردد. معمولاً اين عمل توسط لامپهاي مادون قرمز صورت مي‌گيرد.

 

‌.

بانداژ و پانسمان

‌هر زخمي بايد ابتدا به دقت تميز شود. بهترين ماده براي تميز كردن زخم استفاده از آب يا در صورت امكان سرم فيزيولوژي مي‌باشد. در واقع مي‌توان گفت آب و صابون بهترين تميزكنندة زخم مي‌باشند حتي نسبت به يك مادة ضدعفوني كننده ارجح مي‌باشد.

      در پانسمان يك زخم موارد استريل بايد به دقت رعايت شود. هرگز از سوآپ دوبار استفاده نكنيد. موادي كه سترون نشده‌اند با زخم تماس نداشته باشند. و استفاده از كرم بر روي زخم نه تنها سودي ندارد گاهي خطر عفونت را بالا مي‌برد. بهترين راه پانسمان استفاده از پانسمان خشك مي‌باشد.

     

شكل 4ـ3 

     

پس از به وجود آمدن طاول داخل آن را مايعي از جنس غيرچركي‌6 (اگزودا) پر مي‌كند. طاولها معمولاً دردناكند و در اثر تماس پاره مي‌شوند. براي پانسمان آنها كافيست كه مايع زير آن را تخليه كرد بدون آنكه پوست اوليه طاول را برداشت چرا كه آن پوست بهترين محافظ عفونت مي‌باشد. و سپس روي ضايعه با چسب وشاند تا از ورود عفونت جلوگيري شود. در مورد طاول مي‌توان از يك ژل جهت بهبود و پوشش مناسب جهت پانسمان استفاده كرد.

       براي اينكه از عود طاول و يا بروز مجدد آن جلوگيري كنيد مي‌بايستي مطمئن شويد كه كفشها درست به اندازة پا مي‌باشند. تنگتر يا گشادتر از مقدار لازم نباشند. و در ضمن در مورد دست وسيلة مورد استفادة ورزشكار مثل راكت‌، تنيس براي وي مناسب و هم سايز باشد.

 ساك كمكهاي اوليه‌

      

       كيف كمكهاي اوليه مي‌بايستي حاوي موارد زير باشد: يك لوله هوا جهت باز نگه‌داشتن راه هوايي‌، يك اسپيلنت يا آتل قابل باد كردن براي شكستگي اندام‌، وسايل بانداژ و استريل‌. در يك ورزش كه برخورد ورزشكاران در آن زياد است كيف شما حتماً بايد وسايل پانسمان استريل كاملتري را دارا باشد.

      در ورزشهاي رقابتي كه شانس تروما كمتر است احتمال سندرم استفادة بيش از حد (اوريوز)28 بيشتر است پس شما وسايل اورژانس كمتري را نيازمنديد ولي نيازمند تيال به كيسة يخ‌، كيسه‌هاي يخ شيميايي بيشتر است‌.

 

شكل 4ـ5 عكس فوق يك كيف كمكهاي اوليه را نشان مي‌دهد. كه وسايل ابتدايي پانسمان از قبيل باند، چسب‌، گاز، كرم و اسپري ضد درد و سرمازا در آن موجود مي‌باشند.

 

ضايعات نسج نرم‌

    يكي از روشهاي درماني به‌كارگيري عامل سرمازا مانند يخ و جلوگيري از خونريزي و تورم و در نتيجه درد مي‌باشد.

       به‌خاطر سپردن اين مسئله كه يخ و آب را مستقيماً روي زخم نمي‌توان گذاشت حايز اهميت است. زمان استفاده از يخ و ژل هاي سرمازا قانون خاص ندارد. ولي معيارهاي عملي وجود دارد كه تا حدودي كمك كننده مي‌باشند به عنوان مثال زمان به‌كارگيري سرما در مفصل مچ پا و زانو حداقل سي 30  دقيقه و براي آسيب ران حداقل 45 دقيقه مي‌باشد و معيار عملي براي برداشتن كيسة يخ به آبي رنگ شدن پوست سفيد و سياه شدن پوست تيره پوستان است‌. يخ و سرما بايد به مدت زمان مناسب استفاده گردند و در غيراين صورت تأثيري نخواهند داشت‌.

       

         به نوعي ديگر از ترميم آسيب نسج نرم سرما و گرمادرماني همراه با هم مي‌باشد در اين روش به‌طور توأم چهار بار در روز به مدت 10 دقيقه اين عمل را انجام مي‌دهيم‌.

      در تسريع روند بهبود آسيب نسج نرم بانداژ كشي يكي از وسايل مي‌باشد كه با هدف ايجاد فشار متقابل در برابر خونريزي به كار گرفته مي‌شود.

       بالا نگهداشتن عضو به منظور مقابل با فشار زمين و بازگشت خون از عضو مورد نظر جهت كاهش تورم يكي از راههاي ديگر درمان است‌.

       استفاده از گرما به عنوان يك تدبير درماني از 72 ساعت بعد از آسيب شروع مي‌شود چرا كه قبل از آن با متسع كردن عروق خونريزي را بيشتر مي‌كند و مانع انعقاد مي‌شود.

      

آسیب شناسی ورزشی
جلد دوم

فصل اول 
آشنایی با آسیبهای ورزشی رایج در برخی از رشته های ورزشی

در اغلب ورزشهایی که فشار کار بیشتر است و یا نیرو در فاصله زمانی کوتاه اعمال می شود، وقوع این عارضه شایعتر است و هیچ استخوانی را نمی توان معاف از این عارضه دانست اما باید در نظر داشت که با توجه به تکنیک ها و اصول اجرایی انواع ورزشهای مختلف استخوانهای خاصی و به اشکال مختلف آسیب می بینند.

شکستگی استخوانهای گردن و صورت
از آنجا که دامنه حرکتی گردن زیاد است و با توجه به نوع ساختمان مهره ها که امکان چرخش گردن را در جهات مختلف فراهم می آورد، احتمال وقوع شکستگی در مهره های گردنی در هنگام فعالیتهای ورزشی پایین است. شکستگی در استخوانهای صورت بیشتر متوجه استخوان بینی، لاله خارجی گوش و گونه ها است که بعضی مواقع تشخیص این ضایعه به علت توام بودن آن با کوفتگی دشوار است، شکستگی دندانها نیز در ورزش عمومیت دارند.

شکستگی مهره های ستوان فقرات و استخوان لگن

مهره های ناحیه پشتی ستوان فقرات با توجه به ینکه توسط دنده ها محافظت می شوند، احتمال وقوع شکستگی در آنها نادر است.

مهره های کمری نسبت به مهره های گردنی و پشتی بیشتر در معرض خطر شکستگی می باشند. شکستگی استخوان لگن با توجه به موقعیت آن و عضلات قوی در برگیرنده اش، در ورزش متداول نیست اما اگر رخ دهد، معمولاٌ اطراف کپسول مفصلی اتصالات سر استخوان ران مورد صدمه قرار می گیرد که این عارضه بیشتر در اثر پیچش مفصل در دامنه حرکتی زیاد و اعمال فشار صورت می گیرد.

شکستگی استخوانهای بازو و ساعد (زندزبرین و زند زیرین)

استخوان بازو از نمونه استخوانهای دراز است که هر قسمت از آن ممکن است دچار شکستگی و ترک خوردگی شود. شکستگی در این استخوان ممکن است به صورت عرضی و یا خیلی مایل و یا به صورت قطعات متعدد (خردشدگی) به وجود آید. قابل ذکر است که وفوع شکستگی در این استخوان ازسایر استخوانهای دراز دیگر کمتر است. که شاید به علت وجود حرکات شانه با دامنه زیادی است که ضربات را به خود می گیرد و از شکستگی زیاد آن جلوگیری می کند. شکستگی ساعد از جمله شکستگی هایی است که بسیار اتفاق می افتد. خردسالان فعال و بزرگسالان بیشتر دچار این عارضه می شوند. شکستگی زندزیرین و زندزبرین به تنهایی کمتر اتفاق می افتد و اغلب این دو استخوان با همدیگر می شکنند.

پیچ خوردگی و دررفتگی مفاصل

ضایعه پیچ خوردگی و دررفتگی به طور اختصاصی به صدمات مفاصل مربوط می شود که بسته به اینکه این ضایعه با چه درجه ای از شدت و چه تغییراتی را در ساختمان طبیعی مفصل ایجاد نموده باشد به چهار دسته تقسیم می شود:

1- در رفتگی که در آن سطوح مفصلی کاملاٌ از مقابل یکدیگر خارج می شوند.

2- نیمه دررفتگی، وقتی است که قسمتی از سطوح مقابل یکدیگر قرار گرفته و قسمت دیگر درمقابل هم باقی نمی ماند.

3- پیچ خوردگی، وقتی است که در قسمتی از فیرهای کپسول مفصلی صدمه دیده ولی در سطوح مفصلی تغییراتی ایجاد نشود.

4- شکستگی- دررفتگی، وقتی ایجاد می شود که سطوح مفصلی از یکدیگر جدا شده و در یک قسمت استخوان شکستگی ایجاد شود.

   دررفتگی مفاصل مچ و آرنج

      در استخوانهای مچ دست دررفتگی استخوان هلالی شایعترین آنها می باشد. استخوان معمولاٌ به طرف جلو دچار دررفتگی می شود که بیشتر در اثر ضربه غیرمستقیم مانند سقوط بر روی آرنجی که بیش از اندازه بازاست و دست نیز از ناحیه مچ به طرف خارج باز می باشد و یا پیچیدگی شدید آرنجی که در حالت خم قرار گرفته است، صورت می گیرد. شایعترین نوع آن دررفتگی به طرف عقب است که منجر به رانده شدن استخوانهای ساعد به پشت استخوان بازو می شود که باعث تورم فوری مفصل می شود.

  

دررفتگی مفصل ران و زانو

    دررفتگی مفصل ران در فعالیتهای ورزشی به ندرت اتفاق می افتد در حالیکه زانو خم است اگر ضربه ای به محور طولی استخوان وارد آید، این ضربه ممکن است منجر به دررفتگی مفصل ران شود، مفصل زانو ضمن اینکه از لحاظ ساختمانی بسیار حجیم است، اما با توجه به موقعیت مفصلی آن از لحاظ اتصالات استخوانی نااستوار است و بیشتر به وسیله لیگامنتها و تاندونهای اطراف آن مستحکم می شود و به همین علت نیز وجود دررفتگی در آن بسیار نادر است. به خصوص در فعالیتهای ورزشی مگر انکه ضربات شدید و یا چرخشهای بسیار سریع در حالت نیمه خم زانو به وقوع بپیوندد. در این حالت نیز قبل از اینکه مفصل دچار دررفتگی شود، ضایعاتی در لیگامنتهای دربرگیرنده و مینیسکها ایجاد خواهد شد.

کشیدگی و پارگی در ساختار تاندونی- عضلانی گردن

ساختار اسخوانی مهره های گردنی به گونه است که به گردن اجازه حرکت را در جهات مختلف می دهد و استحکام این عضو تا حدودی زیادی بستگی به عضلات، تاندونها و لیگامنتهای دربرگیرنده آن دارد. این عضلات و تاندونها در نتیجه چرخش و یا پیچشهای بیش از دامنه حرکتی طبیعی گردن دچار کشیدگی و یا حتی پارگی می شود.

کشیدگی و پارگی در ساختار تاندونی عضلانی کمربند شانه و بازو

    هر یک از عضلات بازو، سرشانه و کمربند شانه ای امکان دارد دچار کشیدگی شوند. به طول کلی هرگاه این عضلات بیش از حد دامنه کشش طبیعی خود، کشیده شوند، دچار کشیدگی، یا در صورت وارد آوردن فشار بیشتر، دچار پارگی می شوند. این صدمه باعث درد شدید و گاهی اوقات تغییر رنگ (کبودی) تورم و حساسیت موضعی و محدودیت حرکتی می شود. عضله دو سر بازویی در ناحیه قدامی بازو، از جمله عضلاتی است که به طور شایع مبتلا به این آسیب دیدگی است، معمولاٌ پارگی این عضله در محل سربالایی عضله اتفاق می افتد.

کشیدگی و پارگی عضلانی، تاندونی در ناحیه مچ و کف پا

کشیدگی و پارگی تاندونها و عضلات ناحیه مچ و کف پا علاوه بر اینکه در اثر حرکات نابهنجار و خارج از دامنه حرکتی طبیعی ایجاد می شود، عوامل دیگری مثل استفاده از کفش نامناسب، وزن زیاد و غیرطبیعی، فشار شدید و تمرینات سنگین روی سطح سخت و فشار طولانی ناشی از تمرینات می تواند باعث ایجاد کشیدگی در عضلات و تاندونهای دربرگیرنده مفصل مچ و کف پا شود. کشیدگی مستمر عضلات کف پا و عدم درمان به موقع می تواند قوسهای کف پا را از حالت طبیعی خارج کند و یا حتی به طور کامل آنها را از بین ببرد. لیگامنتها، تاندونها و عضلات ناحیه خارجی مچ پا نسبت به سایر قسمتهای این عضو بیشتر مورد آسیب دیدگی قرار می گیرند که علت آن کوتاهی قوزک داخلی شناخته شده است.

مطالعات انجام شده روی ورزشهای مختلف و وقوع صدمات نشان می دهد که بیشترین صدمات ورزشی، کشیدگی و ضربدیدگی تاندونها و لیگامنتها بوده است. پارگی و کشیدگی عضلانی در پای چپ نسبت به پای راست بیشتر حادث می شود. زیرا در دو سوم انسانها، پای چپ به مقدار 8/0 سانتی متر از پای راست بلندتر است. پارگی و کشیدگی تاندونها بیشتر در جوانانی که هنوز رشد آنها متوقف نشده حادث می شود و در افراد بالغ این صدمات در ناحیه اتصال عضلات روی استخوانها دیده می شود. تغییرات درجه هوا نیز یکی از عوامل موثر در ایجاد پارگیهای عضلانی می باشد، سرما و رطوبت هوا امکان پارگی عضلات را بیشتر می کند. در مقایسه بین کشیدگیهای عضلانی در ورزشهای قدرتی و استقامتی به طور معمول ورزشکاران استقامتی به دلیل استفاده بیش از ظرفیت بدن بیشتر دچار کشیدگی عضلانی- تاندونی می شوند.

این دسته از زخمها شامل چهار قسمت می باشند

.1خراش- از بین رفتن قسمتی از پوست به علت سایش شدید با سطوح خارجی.
.2 پارگی- شکافی است که به وسیله جسم برنده ای نظیر چاقو و یا تیغ ایجاد می شود.

3- کنده شدن- ضایعه ای است که مقداری از پوست و نسوج نرم را از محل کنده و از سطح بدن جدا می کند.

4- سوراخ شدگی- که به وسیله چاقو، میخ و سایر اجسام نوک تیز به وجود می آید.

         از آنجا که زخمها بیشتر در اثر تماس بدن با اجسام خارجی به وجود می آید،  زخمهای حاصله در بدن ورزشکاران در ارتباط با نوع وسیله ای که در ورزش مورد استفاده قرار می گیرد، است. استفاده غلط از وسایل ورزشی و یا بی توجهی به نکات ایمنی، وقوع این عارضه را در ورزشکار شدت می بخشد. امروزه پیشرفت وسایل ورزشی نقشی مهمی را در کاهش صدمات داشته است، به طوری که میزان وقوع این عارضه علیرغم افزایش شدت فعالیتهای ورزشی به علت ایمنتر ساخته شدن وسایل در دهه های اخیر رو به کاهش بوده است.

       

ج: تئوری انقباض که در سال 1974 توسط دوریس ارائه شده است که در مورد کوفتگی و درد عضلانی بیان می دارد که تمرین منجر به کم خونی در موضع می شود و این کم خونی درد ایجاد می نماید و این درد موجب افزایش فعالیت بازتاب حرکتی می شود. هر اندازه که فعالیت حرکتی افزایش یابد به همان نسبت تنش در آن موضع بالا می رود و با بالا رفتن تنش میزان کم خونی زیادتر می شود.

همچنین در تحقیقی که توسط تالک در سال 1973 در ارتباط با کوفتگی و درد عضلانی و انقباضهای اکسنتریک (برون گرا) و کانسنتریک (درون گرا) و ایزومتریک (ایستا) انجام گرفته است، نتایج نشان داده است که گروهی که فقط با روش اکسنتریک تمرین کرده اند پس از تمرین به کوفتگی و درد شدید عضلانی گرفتار شدند، در حالیکه گروههایی که با انقباض ایزومتریک و کانسنتریک تمرین نموده اند، پس از تمرین، درد مختصری داشته اند و یا هیچ گونه دردی احساس نکرده اند.

نمودار 1-1: میزان وقوع صدمات ورزشی در فصول مختلف سال

در مطالعاتی که دررابطه صدمات ورزشی در دبیرستان انجام شده درصد وقوع صدمات به این شرح ذکر شده است:

فوتبال آمریکایی 81%، کشتی 75%، سافت بال 42%، ژیمناستیک زنان 40%، بستکبال مردان 30% و ژیمناستیک مردان 28%

در این بررسی 33 مورد به مرگ افرد منتهی شد و 44 مورد صدمات پی درپی در ستون فقرات گردنی از سال 1910 تا 1985 روی داده است.

احتمال وقوع صدمات همچنین تابع فصول سال می باشد.

جدول 1-1: توزیع میزان صدمات در داخل مدرسه و خارج از مدرسه با توجه به جنسیت و سن افراد

صدمات ناشی از هندبال و فوتبال اغلب در شروع فصل جدید این دو ورزش بیشتر می باشد.

جان اف. موشر تحقیقی روی صدمات ورزشی انجام داده است، نتایج این تحقیق در جدول زیر خلاصه شده است.

جدول 3-1: مقایسه نوع و محل اتفاق صدمات در بچه های 6 سال به بالاتر در دو زمان ساعت ورزش
 و خارج از ساعت ورزش

جدول 4-1: تعداد آسیب دیدگیها بر حسب رشته های ورزشی

.

یک مطالعه روی وقوع صدمات ورزشی نشان می دهد که در سال از 40 نفر ورزشکار حرفه ای بیمه شده، یک نفر صدمه می بیند و از هر 4000 نفر یک نفر معلول می شود، و از هر 40000 نفر یک مورد منجر به مرگ می شود. فرووالت هیب علل اصلی صدمات ورزشی را به شرح زیر بیان می دارد:

1- عدم آمادگی جسمانی کافی               70%

2- خستگی بیش از حد  70%

3- بیماریهای مزمن  17%

4- انجام حرکات غیرورزشی  13%

یا مرک گزارش نشده است. از نظر محل صدمه شایعترین جایی که به آن آسیب وارده شده بود، اول مفاصل با 46%، مربوط به پیچ خوردگی مفصل، 25% کوبیدگی بوده است و 17% شکستگی بوده که تعداد آن در اندامهای فوقانی و تحتانی یکسان بوده است.

.

.

در تحقیق دیگری که در رابطه با صدمات اسکی انجام گرفته است، بیان شده است که در این ورزش میزان وقوع صدمات در دهه های اخیر به شدت کاهش یافته، که علت آن نیز بیشتر در تجهیزات و وسایل و اتومکانیکی کردن آنها است. بین سالهای 1960 تا 1980 نسبت صدمات پایین تنه از 80 درصد به 55 درصد نزول یافته، به خصوص صدمات مچ که از 45 درصد به 10 درصد کاهش یافته است. به همین ترتیب درصد شکستگی استخوان درشت نی از 25 درصد به 15 درصد رسیده، در صورتیکه صدمات زانو تقریبا هنوز در 20 درصد باقی مانده است. تعداد مرگ و میر حدود یک نفر در یک میلیون اسکی باز تخمین زده شدهاست. نشان داده شده که مفصل انگشتان شست و کف دست به طور مکرر در ورزش اسکی صدمه می بینند، به طوری که تنها این صدمه 20% از صدمت ورزش اسکی را شامل می شود.

اهم نقاط آسیب پذیر و مقایسه آسیبهای ورزشی با یکدیگر در موقعیتهای مختلف

در این قسمت بخشی از نتایج حاصل از یافته های یک تحقیق آورده شده است. تحقیق مزبور توسط یکی از نویسندگان در سال 1368 در مورد 10 رشته ورزشی انجام گرفته است که در ینجا به عنوان نمونه سه رشته ورزشی فوتبال، کشتی و کاراته انتخاب شده است. اطلاعات مربوط به هر یک از رشته های ورزشی به این صورت ارائه شده است که ابتدا پنج نوع آسیب مورد تحقیق در یک نمودار مورد بررسی قرار گرفته و میزان وقوع هر یک از صدمات شکستگسی و ترک خوردگی استخوان، ضربدیدگی و گوفتگی، پیچ خوردگی و دررفتگی مفاصل، زخم و جراحتهای پوستی و موضعی، کشیدگی و پارگی تاندون و عضله با یکدیگر مقایسه شده اند.

    توزیع انواع صدمات با توجه به زمان وقوع صدمه از لحاظ نوع برنامه تمرینی (تمرینات مرتب و مستمر در مقابل تمرینات نامرتب و قطع دوره های تمرینی در دوران قبل از وقوع صدمه) در یک نمودار جدا ارائه شده است. به علاوه وقوع صدمه با توجه به فعالیتی که در آن حادثه به وقوع پیوسته است (وقوع صدمه در مسابقه و یا تمرین آزاد) و حضور و یا عدم حضور مربی در لحظه وقوع صدمه در نمودارهای دو ستونه نشان داده شده است.